: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

بایگانی‌های ماهانه: فوریه 2010

برای “اصلاح‌طلبان” کاری جز شرط‌ بندی نمانده است

در نزاع درونی طبقه حاکم و جناح‌های سیاسی آن در جریان بحران سیاسی کنونی، مدام موقعیت جناح موسوم به اصلاح‌طلب تضعیف شده است و جناحی که رهبری آن در دست خامنه‌ای‌ست، در موقعیتی برتر قرار گرفته است. کاملاً هم طبیعی بود که چنین روندی طی شود و توازن قوای درونی به نفع یکی و به زیان دیگری تغییر کند.

آن‌چه که در ایران به ویژه در طول ۸ ماه گذشته وجود داشته، یک بحران سیاسی عمیق است که تمام موجودیت جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده است. در یک چنین شرایطی که توده‌های مردم ایران با مبارزات خود به چیزی کم‌تر از سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهند، تاکتیک لیبرالی‌ی موسوم به اصلاحات که از سوی فراکسیون‌های بورژوایی قانونی، نیمه قانونی و غیر قانونی به میان کشیده شد، نمی‌توانست نتیجه‌ای برای طبقه حاکم در پی داشته باشد. چرا که نه جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاحات دارد، نه جناح قانونی‌ی به اصطلاح اصلاح‌طلب، ظرفیت و توان اصلاحات دارد و نه توده مردم در توهم اصلاحات‌اند. بنابراین به رغم این که تضاد و اختلاف به جای خود باقی‌ست، توافق و سازشی هم که نفعی برای جناح موسوم به اصلاح‌طلب و منافع و تاکتیک‌های این جریان داشته باشد، به دست نیامد، این جناح عملاً به دنبال جناح برتر کشیده شد که ۲۲ بهمن و فراخوان آن‌ها برای تقویت راه‌پیمایی طرفداران خامنه‌ای نمونه روشن آن بود. اکنون که دیگر کف‌گیرشان به ته دیگ خورده است، اظهار نظرهایشان خنده‌آور و کارشان به شرط بندی کشیده است.

کروبی در این هفته بیانیه‌ای انتشار داد که فلاکت تمام جریاناتی را جار می‌زند که ادعای اصلاحات در ایران دارند. وی در این بیانیه به جناح رقیب‌اش که با زور سرنیزه حکومت می‌کند، دو پیشنهاد ارائه داد. وی گفت: اولاً، “مجوز بدهند که در میدانی از تهران راه‌پیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود و وزن هر گرایش در جامعه بی فشار و تهدید روشن شود.” ثانیاً، رفراندومی برای برون رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد، انتخاباتی آزاد برگزار شود و مجلسی غیر فرمایشی و مستقل برپا گردد.

پیشنهادات کروبی به خامنه‌ای چنان مسخره و خنده‌آور است که کسی از جناح رقیب زحمت پاسخ دادن به آن‌ها را به خود نداد. جمهوری اسلامی ۸ ماه است که تنها با سرکوب و کشتار مردم ایران و تشدید اختناق، توانسته موجودیت خود را حفظ کند. جناح خامنه‌ای حتا تعدادی از سران بی آزار گروه‌های قانونی و به اصطلاح اصلاح‌طلب را که سال‌ها در تمام جنایات این رژیم سهیم بوده و نقش داشته‌اند، به زندان انداخته است، اما کروبی از همین جناح می‌خواهد که اجازه دهد وی راه‌پیمایی برپا کند تا ببینند، کدام جناح در اقلیت است و کدام در اکثریت. گویا که وی حواس‌اش را نیز از دست داده است و مبارزه سیاسی را با شرط بندی عوضی گرفته است. اگر قرار بود که جناح خامنه‌ای در برابر جناح رقیب تمکین کند، و اگر مسئله جمهوری اسلامی حتا اقلیت و اکثریت در هیئت حاکمه می‌بود، در آن صورت، اصلاً نمی‌بایستی نزاعی در این ابعاد میان دو جناح رقیب پدید آید. علاوه بر این، کروبی دچار این توهم نیز هست که گویا مردم ایران طرفدار امثال کروبی‌اند که به فرمان وی به خیابان‌ها بریزند و به جناح رقیب‌اش نشان دهند که اقلیت و اکثریت کیست. اگر چنین مردمی که طرفدار او و جریان اصلاح‌طلب باشند، وجود داشته باشد، در آن صورت لزومی به صدور اجازه نبود و با فراخوان وی، مردم به خیابان‌ها می‌ریختند و تظاهرات می‌کردند. این مردم البته به خیابان‌ها می‌آیند و مدام تظاهرات می‌کنند، منتها بدون فراخوان امثال کروبی و موسوی، و با سر دادن شعارهایی که در واقعیت علیه هر دو جناح است و خواهان برافتادن جمهوری اسلامی. مسخره‌تر از پیشنهاد نخست کروبی، پیشنهاد دوم اوست مبنی بر این که جناح خامنه‌ای رفراندومی برگزار کند که تکلیف شورای نگهبان و مجلس دست نشانده و گوش به فرمان خودشان را روشن کنند و آن‌ها را برکنار نمایند.

واقعاً کسی باید به کلی عقل‌اش را از دست داده باشد که جرأت چنین اظهار نظرهایی را داشته باشد. چرا که این حرف‌ها نه می‌تواند حتا ناآگاه‌ترین مردم را فریب دهد و نه جناح خامنه‌ای آن‌ها را جدی می‌گیرد. در واقعیت هم این پیشنهادات کروبی به جناح خامنه‌ای، بیان‌گر چیز دیگری جز یأس و ناامیدی جریانی نیست که جایی برای اصلاح‌طلبی در ایران پیدا نمی‌کند و می‌بیند که جمهوری اسلامی محبوب‌شان زیر فشار مبارزه توده‌های مردم دارد نابود می‌شود. در ایران هیچ راهی جز انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی برای حل تضادهای موجود و تحقق مطالبات مردم وجود ندارد. این همان راهی‌ست که هم اکنون توده‌های مردم ایران در آن قرار گرفته‌اند و با مبارزات فراقانونی خود، به مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی ادامه می‌دهند.

بنقل از سایت سازمان فدائیان (اقلیت)

Advertisements

ما بیشماریم، فرزند کاریم

تقدیم به یداله خسرو شاهی و تمام فرزندان صدیق و مبارز کارگری – کارگران جهان متحد شوید

دیار خشم

خیزش توده‌ای در چهارشنبه سوری، رژیم را به وحشت انداخته است

با وجود آن که هنوز چند هفته به چهارشنبۀ آخرِ سال باقی مانده است، اما سران رژیم و فرماندهانِ نظامی آن را، از هم اکنون ترس و وحشت برداشته است. آنان در عین آن که خود را برای سرکوب و کشتارِ مردم در روز چهارشنبه سوری آماده می‌کنند، در همان حال پی درپی به مردم هُشدار می‌دهند و اظهارات تهدید آمیز و شدیدالحن خود، سعی می‌کنند در دل توده‌های مردم و جوانان ترس و وحشت ایجاد نمایند، تا نهایتاً آن‌ها را از شرکت در مراسم چهارشنبه سوری، و استفاده از این مراسم برای ابراز مخالفت خود با رژیم جمهوری اسلامی، منصرف سازند.

احمد رضا رادان جانشین فرماندۀ نیروی انتظامی و یکی از عاملان و قاتلان زندیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک، در رابطه با روز چهارشنبه سوری می‌گوید: “با هر کسی که در روز چهارشنبه سوری فضای نا امنی ایجاد کند، یا از مواد محترقه خطرناک استفاده و ایجاد راه‌بندان نماید، به شدت برخورد خواهد شد و افراد بازداشت شده نیز تا پایان تعطیلات نوروز، در بازداشتگاه بسر خواهند برد”.

یک مقام سپاه پاسداران به نام حسین سلامی که جانشین فرماندۀ کل سپاه پاسداران است، چندی پیش گفته بود که: “در ۲۲ بهمن، تمامی خس و خاشاک، از مسیر انقلاب برداشته شد”. احمد خاتمی امام جمعه تهران که خطبه‌های نمار جمعه وی، مانند احمد جنتی، سراسر عربده کشی علیه آزادیخواهان و محالفان، و درخواست کشتار و اعدام جوانان است، در نماز جمعۀ ۳۰ بهمن، ۲۲ بهمن را فتح‌الفتوح و مشت محکمی بر دهان مخالفان خواند. از این‌ها مُهم‌تر، خامنه‌ای، رهبر و شخص اول حکومت اسلامی نیز ۲۲ بهمن را حماسه و معجزه‌ای بس عظیم و الهی خواند که حُجّت را بر همگان تمام کرده است!

اما هنوز گفتن این فتح‌الفتوح‌ها، حماسه‌ها و حُجّت تمام کردن‌ها، و این اظهاراتی که ظاهراً باید اقتدار و اعتماد به نفس رژیم و جناح مسلط آن را بازتاب می‌دادند، تمام نشده بود که هشدارهای پی درپی فرماندهان رژیم شروع شد. بعد از رادان جانشین فرماندۀ نیروی انتظامی و همدست سعید مرتضوی در جنایات کهریزک، حسین ساجدی‌نیا، فرمانده جدید نیروی انتظامی تهران بزرگ گفت: “افرادی که در چهارشنبۀ آخر سال قانون شکنی کنند و دستگیر شوند، تا پایان نوروز در بازداشت خواهند ماند”!

احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی نیز با اشاره و تأکید بر این که، کسانی که فکر می‌کنند توطئه تمام شده است، تنها در توهم بسر می‌برند، می‌گوید: ” چهارشنبۀ آخرِ سال را داریم و باید قاطعانه از حوادث آن روز جلوگیری شود!” این فرماندۀ ارشد نظامی، در عین آن که به سران رژیم و همقطارانِ خود هشدار می‌دهد که موضوع اعتراضات توده‌ای و تظاهرات خیابانی هنوز پایان نیافته است و نبایستی دچار توهم و خوش خیالی شد، در عین حال به منظور ارعاب جوانان و معترضین چنین ادعا کرد که تمام فعالیت‌های مخالفین در تحت کنترل رژیم قرار دارد. او می‌گوید: “فعالیت تمام کسانی که عکس و خبر و گزارش و فیلم تهیه می‌کنند، و یا اقدام به شعارنویسی می‌کنند، تحت کنترل قرار دارد و همۀ این فعالیت‌ها به حساب آن‌ها نوشته شده است!” فرماندۀ نیروی انتظامی، پس از این ادعای توخالی به منظور قدرت نمائی و برای ترساندن جوانان مبارز و مخالفین، در نهایت هم علناً تهدید کرد که “با هر کس که بخواهد روز چهارشنبه سوری به خیابان برود و ایجاد راه‌بندان کند، با شدت برخورد خواهد شد.”

این نقل قول‌ها و خط و نشان کشیدنِ سران و فرماندهان نیروهای مسلح رژیم، به خوبی نشان می‌دهند که برآمدهای توده‌ای به کابوسی برای رژیم تبدیل شده است و ژست‌های خامنه‌ای پس از ۲۲ بهمن، برای آن که حکومت اسلامی و دستگاه‌های سرکوب آن را در برابر مردم، مقتدر و با ثبات جلوه دهد، یک ژست تصنّعی بیشتر نبوده است!

خامنه‌ای که تمام هنرش این بوده که با سازمان‌دهی نیروهای مسلح، بسیجی‌ها، لومپن‌ها، و مزدوران و جیره خواران رنگارنگ خود و کشاندنِ آن‌ها از اقصا نقاط کشور به تهران، چند خیابان و میدان را به اشغال خود درآورد می‌گوید؛ ۲۲ بهمن معجزه‌ای الهی بود و حجت را بر همه تمام کرد! وی، مثل این که یادش رفته بود که، ۵۰ روز قبل از آن نیز، معجزۀ دیگری با دست خدا رخ داده بود و تظاهرات باسمه‌ای جیره خواران رژیم و طرفدارانِ ساندیس و ساندویچ، یک بار دیگر هم در ۹ دی ماه حُجّت را بر همگان تمام کرده بودند!

دار و دستۀ خامنه‌ای به رغم این که پی درپی معجزه آفرینی می‌کنند و هر روز مُشت محکمی بر دهانِ مخالفین می‌کوبند، اما باز هم نمی‌توانند رعشۀ مرگی را که اعتراضات خیابانی و قیام توده‌ای بر اندام پوسیدۀ رژیم افکنده است، پنهان کنند. به راستی اگر تمام خس و خاشاک مسیر انقلابتان را کنار زده‌اید، اگر پشت سرهم  حماسه آفریده، فتح‌الفتوح و پی درپی معجزه کرده‌اید، دیگر این‌همه ترس و وحشت از روز چهارشنبه سوری برای چیست؟

واقعیت آن است که این عربده کشی‌ها، ظاهرنمائی‌ها و سروصداها، نه تب و تاب درونی رژیم را آرام می‌کند و نه حتا ذره‌ای از عُمقِ وحشتِ مرگباری که تمام دستگاه حکومتی و سران آن را فراگرفته است، می‌کاهد. دستگاه سرکوب و امنیتی رژیم، مطابق معمول بازهم بر شیپور ارعاب و تهدید و کشتار و سرکوب می‌دَمَد.

مردم معترض و به جان آمده اما، مرعوب تهدیدات سران نظامی و وحشیگری‌های رژیم نخواهند. تاکتیکِ اشغال تهران توسط مزدوران رژیم نیز، همیشه قابل تکرار نیست و کارساز نخواهد بود. رژیم جمهوری اسلامی قادر نخواهد بود هر روز و به هر مناسبتی، تمام مزدوران خود را از سراسر کشور به تهران منتقل کند. حتا ولو آن که قادر به چنین کاری هم باشد و برخی از خیابان‌ها و میادین شهر تهران را اشغال کند و مردم، همانطور که در روز ۲۲ بهمن نیز نشان دادند،  تظاهرات خیابانی را به میادین و خیابان‌های دیگری خواهند کشاند. ثانیاً با کشاندن نیروهای سرکوب و مزدور از شهرستان‌های دور افتاده به تهران، قدرت سرکوب رژیم در شهرستان‌ها به شدت تضعیف خواهد شد. از این رو، در شهرستان‌ها نیز تظاهرات خیابانی و اعتراضات توده‌ای، آنطور که در روز ۲۲ بهمن نیز شاهد آن بودیم، گسترش بیشتری خواهد یافت.

رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بر این باور است که با نقل و انتقال و یا افزودن بر شمار نیروهای سرکوب خود، می‌تواند جنبش انقلابی توده‌های مردم ایران را منکوب کند. میلیاردها تومان از دسترنج کارگران و زحمتکشان را، به نیروهای مسلح خود اختصاص اختصاص می‌هد، هر روز در میان نیروهای بسیجی و مزدوران  لباس شخصی پول تزریق می‌کند، نیروها و افراد جدیدی را به استخدام در می‌آورد، اما بازهم نمی‌تواند جنبش اعتراضی و انقلابی توده‌های مردم را خاموش سازد. سردار حسین همدانی فرماندۀ سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ، در گفتگو با فارس، از ضرورت دو برابر شدن پایگاه‌های بسیج سخن می‌گوید. او می‌گوید: “در مناطق شمال و غرب تهران پایگاه‌های بسیج کمتری داریم، چون مساجد کمتر است، بنابراین در این مناطق باید مساجد و حسینیه‌های جدیدی احداث شود و به پایگاه‌ بسیج تبدیل گردد.” نام برده در ادامۀ سخنان خود می‌گوید، “بر اساس تدبیر مقام رهبری، بسیج باید فراگیر شود” و در نتیجه، “۳۰۰ هزار پایگاه بسیج موجود در تهران، باید به ۶۰۰ هزار پایگاه برسد”!

تمامی این تلاش‌ها و اعترافاتِ فرماندهان نیروهای مسلح و نیروی بسیج، نشان دهندۀ چیز دیگری، جز هراس و وحشت رژیم از اعتراضات و برآمدهای توده‌ای و ناتوانی آن برای مقابله با خیزش‌های انقلابی توده مردم نیست!

جوانان و مردم معترضی که اکنون بیش از ۸ ماه است به هر مناسبت و بهانه‌ای و با استفاده از هر موقعیتی به خیابان می‌ریزند و تنّفر خود را از رژیم، و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی را با شعارهائی چون، مرگ بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! مرگ بر خامنه‌ای و اصل ولایت فقیه، فریاد می‌زنند، در حال حاضر نیز دارند خود را برای مصاف و رو در روئی با رژیم، در روز چهارشنبه سوری آماده می‌کنند. مبارزات و نبرد رو در روی مردم زحمتکش و به جان آمده، با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، قطعاً به اعتراضات مردم در روز چهارشنبه سوری محدود و خلاصه نخواهد شد و در سایر روزها و به مناسبت‌های دیگر و تا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت.

زمانی که اعتراضات کارگری اوج بیشتری بگیرد و به اعتصاب عمومی سیاسی سراسری و قیام مسلحانه توده‌ای فرابروید، آن روز، روز تشییع جنازۀ جمهوری اسلامی نیز فرا رسیده است. رژیم جمهوری اسلامی، هرچند سفاک‌تر، بیرحم‌تر و خیانت‌کارتر از رژیم شاه است و در برابر طوفان مبارزات توده‌ها، تا آخرین لحظات مقاومت خواهد کرد، اما بطور قطع سرنوشتی جز سرنوشت رژیم شاه ندارد و نخواهد داشت.

برگرفته از رادیو دمکراسی شورایی

شهیار قنبری – قدغن

استمداد خانواده دکتر محمد ملکی از نهادهای حقوق‌بشر برای نجات جان وی

خانواده دکتر محمد ملکی، امروز با صدور اطلاعیه‌ای، نسبت به وضعیت جسمی ایشان در زندان ابراز نگرانی کردند و از تمامی انسان‌های آزادی‌خواه و فعالان و نهادهای حقوق‌بشر در سراسر جهان، استمداد طلبیده و خواهان اقدام فوری و جمعی آن‌ها، جهت نجات جان دکتر ملکی شدند.

خبرگزاری هرانا- خانواده یکی از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات، از وخامت حال وی در زندان خبر دادند و از نهادهای حقوق‌بشر در سراسر جهان، برای نجات جان او، استمداد طلبیدند.

به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، همزمان با آغاز هفتمین ماه اسارت دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب سال ۵۷، وضعیت جسمی ایشان در زندان، بسیار وخیم گزارش می‌شود.

در بخشی از اطلاعیه‌ی خانواده ملکی آمده است: «طبق اخبار زیادی که از زندانیان آزاد شده می‌رسد، علیرغم روحیه بالا، ایشان در زندان بدون کمک دیگران قادر به راه رفتن نیستند. همچنین در روزهای گذشته در تماس از زندان با خانواده، تقاضای داروهای جدید شده که امروز داروی مربوط به شیمی‌درمانی سرطان پروستات و داروهای دیگر به زندان تحویل داده شد. مساله دیگری که بر نگرانی خانواده افزوده و بسیار مشکوک است، جابجایی چند‌باره ایشان در زندان، طی هفته‌های اخیر است. در این مدت هر بار که نزدیک به زمان ملاقات می‌شود، به خانواده اطلاع می‌دهند که زمان ملاقات تغییر یافته است. امروز حدود بیست روز است که ملاقات‌های هفتگی دکتر ملکی به بهانه‌های مختلف به تعویق می‌افتد که نشان می‌دهد مسئولان زندان نگران مشاهده خانواده از وضعیت سلامتی او هستند.

در این میان هیچ یک از مسئولان حاکمیت پاسخگو نیستند و ظاهرا مقامات جمهوری اسلامی اینبار قصد جان دکتر ملکی را کرده‌اند. مشخص نیست که بدستور کدام مقام جمهوری اسلامی، اصرار بر نگهداری ایشان در زندان وجود دارد که حتی حاضر به بستری نمودن تحت‌الحفظ وی جهت درمان هم نیستند.

خانواده دکتر ملکی با آگاهی از اینکه تزریق داروی شیمی‌درمانی سرطان پروستات نیاز به شرایط بسیار آرام و استراحت مطلق دارد، نگرانی عمیق خود را از پیامدهای اجبار به تزریق این داروها در زندان ابراز می‌کند. ما از همه انسان‌های آزادی‌خواه، فعالان و نهادهای حقوق بشر در سراسر جهان استمداد طلبیده و خواهان اقدام فوری و جمعی آنها جهت نجات جان دکتر محمد ملکی هستیم.»

گفتنی است دکتر ملکی در 3 ماه گذشته، بدلیل سکته خفیف قلبی و کاهش ناگهانی فشار‌خون چندین بار در بهداری اوین و بیمارستان بستری شده و بدفعات تحت آزمایشات مختلف و آنژیو قلب نیز قرار گرفته است. متاسفانه هر بار نیز بدون اجازه استراحت کافی و پس از انجام آزمایشات متعدد، ایشان را علیرغم ضعف شدید جسمی سریعا به زندان بازگردانده‌اند.

درحالیکه بعد از گذشت حدود 7 ماه از زمان دستگیری، دادستان تهران و مسئولان وزارت اطلاعات در زندان، به ایشان بارها شفاها اعلام کرده‌اند که منعی برای آزادی‌شان وجود ندارد، هنوز مقامات زندان و ماموران امنیتی، اجازه آزادی و درمان وی را نمی‌دهند. دکتر ملکی علیرغم داشتن روحیه خوب، از ضعف شدید جسمی که ناشی از توقف درمان و شرایط نامناسب زندان است، رنج می‌برد و بهمین دلیل بارها دچار حمله قلبی و افت شدید فشار خون شده که نگرانی شدید خانواده‌اش را موجب شده است.

لازم به یادآوری است که دکتر محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب سال ۵۷ در ایران بود که با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها، از این سمت برکنار شد، وی روز شنبه ۳۱ مردادماه، توسط ماموران اطلاعات در منزلش بازداشت شد.

آقای ملکی که اکنون ۷۶ سال دارد، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ در زندان بود و بعدها یک بار دیگر نیز در سال ۱۳۷۹ به همراه تعدادی از فعالان ملی-مذهبی دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند. به گفته خانواده ملکی، او به سرطان پروستات مبتلاست و از بیماری دیابت و نارسایی‌های قلبی نیز رنج می‌برد و عملا در منزلش بستری بوده است.

آفتاب می‌شود

نگاه کُن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب می
شود
چگونه سا
یۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می
شود
نگاه
کُن
تمام هستی
‌ام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام
می‌کِشد
نگاه
کُن
تمام
آسمانِ من
پُر از شهاب میشود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دل‌نواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره می
نشانیام
نگاه
کُن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ
رنگ ساده دل
ستاره
چین برکههای شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفههای آسمان
کنون به گوش من دوباره می
رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه
کُن که من کجا رسیدهام
به کهکشان
، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موج
ها
مرا بپیچ در حریر بوسه
ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها
مکُن
مرا از این ستاره
ها جدا مکُن

نگاه کُن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می
شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای
لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می
شود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه
کُن
تو می
دمی و آفتاب میشود

فروغ فرخ‌زاد
از مجموعۀ «تولدی دیگر»

تاكتيكهاي جديد رژيم در سركوب قيام 22 بهمن

تهران – 22 بهمن – ميدان توحيد

يك هموطن ساكن  ميدان توحيد مي گفت :

  • ساعت 2130 شب كه به خانه مي آمد همچنان در گيري ادامه داشت .
  • مزدوران اين بار  با لباس شخصي ولي از زير لباسهاي خود با جليقه ضد گلوله , قمه و.چماق و…. ، حضور داشتند . 
  • آنها تمامي كوچه هاي فرعي را گرفته بودند تا پس از در گيري كه بچه ها  پخش مي شدندآنها را  در نقطه اي ديگر 4-5 نفره گير انداخته كتك مي زدند و با وارد شدن موتوريهاي لباس شخصي روي موتور سوار مي كردند و يكي هم پشتش قرار مي گرفت و سريع از صحنه خارج مي كردند .
  • در پايان تضاهرات در ميدان توحيد كه او شاهد بود لباس شخصيها بدنبال نفراتي كه به خانه شان مي رفتند راه مي افتادند كه معلوم بود براي شنا سايي خانه هايشان است و اينكه به كجا مي روند .
  • دور ميدان آزادي را طوري محاصره كرده بودند كه خبر نگارها نتوانند مسيري ديگري غير از مسيري كه برايشان مشخص شده بروند .و بشدت كنترل مي شدند .
  • از آزادي به سمت انقلاب در محدوده 500 تا 600 متري را سه رديف نيرو گذاشته بودند  كه بتوانند كنترل كنند .  كليه فرعي ها را بسته بودند .
  • موسوي در نزديكي سازمان حج و زيارت مي خواست بسمت آزادي برود كه او را هم نگذاشتند و بر گشت .
  • با توجه به شرايطي كه ايجاد كرده بودند تظاهرات متمركز نبود . ولي تظاهراتها پراكنده بود بهمين دليل در فيلم ها جمعيت كم ديده مي شود .

دليران بي باك

آژانس خبري ايران

تهران،22 بهمن – مرگ بر دیکتاتور همراه با شعله های آتش

حمله مزدوران به مردم با باتوم و گاز فلفل در مترو , و شعار مرگ بر خامنه ای

با وجود مقاومت جانانه مردم در برابر خیل عظیم مزدوران،نهایتا مجبور به عقب نشینی به داخل مترو شدن و با بستن در شروع به شعار دادن کرده بودند ولی گروهی از مزدوران از در دیگر مترو چندین گاز اشک اور