: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

بایگانی‌های ماهانه: آوریل 2010

بیانیه رسمی شماره ۲ شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال ۸۹

(شنبه – یازده اردیبهشت- تهران – ساعت ۵ عصر، مقابل وزارت کار)

روز جهانی کارگر، حلقه مفقوده‌ی مبارزات

کارگران و مردم مبارز و آزادیخواه!

از دورجدید اعتراضات مردم ایران علیه ستمگری، نابرابری، دیکتاتوری، سرکوب، فقر، فساد، جهل، کشتار، حبس، تبعید و اقدامات ضد انسانی حاکمیت سرمایه‌داری در ایران، حدود یازده ماه می‌گذرد. مبارزاتی که بهانه ی اعتراض به نتایج انتخابات،‌ آغازگاه زمانی آن بود ولی ریشه در عمر حاکمیت موجود ایران داشت. حاکمیتی که از ابتدای فرمانفرمایی خود با سرکوب آزادی‌ها و مطالبات اقتصادی- سیاسی عموم مردم و کارگران و نیروهای کارگری و سوسیالیست و سایر نیروهای مبارز آغاز کرد و بر بنیاد این سرکوب ها به غارت حاصل دسترنج مردم و کسب سود و به بند کشیدن آزادی های بدست آمده از مبارزات منتهی به قیام ۵۷ پرداخت.

اعتراض به نتایج انتخابات به زودی در میان بسیاری از معترضین تبدیل به نفی کلیت نظام و پیدایش زمینه ای برای نقد و بازنگری و دقت در هردو جناح درون حکومت شد. بسیاری به درستی  و به سرعت در فضای ایجاد شده علیه دیکتاتوری، حکومت دینی، فقر و نابرابری و شرایط غیر انسانی تحمیل شده بر مردم شعار دادند. اصلاح طلبان حکومتی، سراسیمه این اقدامات را ” ساختار شکنانه ” خواندند و خواستار بازگشت به قانون اساسی و اندیشه های ” امام ” شدند. اما واقعیت این است که منافع و مطالبات اکثریت مردم از خواسته ها و موجودیت اصلاح طلبان و نیز رقیب آنان در جناح اصولگرا، جداست و حتی در مقابل آن قرار دارد.

درس های اتفاقات ِ نه تنها یک ساله ی اخیر بلکه سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی و تجارب قیام ۵۷، باید برای همیشه به ما بیاموزد که مطالبات اقتصادی – اجتماعی – سیاسی ما با توهم به این یا آن جناح سرمایه داری – چه ازنوع اسلامی و برآمده از حوزه های علمیه و چه بیرون آمده از مکاتب اقتصادی نولیبرالی آمریکا و غرب – بدست نمی آید.

ما نمی توانیم و نباید چشم به فرود هیچ هواپیمایی و فرود اختاپوس گونه‌ی هیچ رهبری با هر لباس و شعار و فریب و ادعایی باشیم. نگاه ما باید به سازماندهی از پایین و توسط خود مردم و بر اساس مطابات اقتصادی – سیاسی– اجتماعی خودمان باشد. این است درس بزرگی که باید از تجارب گذشته و حالمان پیش روی خود قرار دهیم!

روز جهانی کارگر و پیام نهفته درآن کلید حل معمای ماست.

اکثریت مردم جامعه، ‌مزدبگیران و حقوق بگیران و فروشندگان نیروی کار –  کارگران- هستند و هم اینان هستند که – چه با کار فکری و چه کار بدنی و یدی –  تولید کنندگان تمامی ثروت‌های مادی  و معنوی جامعه‌اند. کدام دموکراسی عالی و کامل تر از این خواهد بود که اکثریتی که همه نعمات مادی و معنوی را تولید می کنند، قدرت راهبری جامعه را در دست داشته باشند؟

سرمایه‌ی سرمایه‌داران از دل هیچ غار ِ معجزه‌ای بیرون نزده است. بدون نیروی کار، هیچ سرمایه ای به سرمایه افزوده نمی‌شود و حیات و هستی جامعه در سرمایه داری و دولت‌های سرمایه داری – چه اسلامی و چه لیبرالی و چه پادشاهی- در این است که بتوانند این نظام سیاسی- اقتصادی مسلط بر جامعه را با چنگ و دندان حفظ کند تا مبادا، بنیاد این مناسبات استثمارگرانه در هم بریزد. کارکرد تمام نیروهای پلیسی و امنیتی و قضایی و جنگ افروزی‌ها، همه و همه برای حفظ نظام سرمایه‌داری و بهره کشی حاصل از آن و جلوگیری از اتحاد و سازمان‌یابی طبقه کارگر است.

چنانچه اقشار و اصناف مختلف کارگری – چه فکری و چه یدی – آگاهانه و متحدانه تشکل‌های مستقل طبقاتی خود را ایجاد کنند و در پیوند و هماهنگی با یکدیگر در جامعه – و در سطح جهان –  برای کسب مطالبات دموکراتیک، آزادی خواهانه و مطالبات اقتصادی وسیاسی خود با یکدیگر متحد شوند، اساس مناسبات استثمارگرانه‌ی سرمایه‌داری متلاشی خواهد شد؛ و از سوی دیگر اکثریت افراد جامعه، همزمان با رسیدن به خواسته‌ها و حقوق اقتصادی و سیاسی خود موفق به ایجاد دموکراسی راستین – حاکمیت اکثریت – شده اند.

آری! روز جهانی کارگر، و درس‌هایی که طبقه کارگر با خون خود به یادگار گذاشته است، یگانه راه نجات جامعه را به ما نشان می‌دهد.

اعتراضات مردمی علیه سرکوب،‌ نابرابری، فقر و ستمگری باید به قدرت گیری خود مردم منتهی شود. تنها با ایجاد تشکل‌های مستقل طبقاتی است که حاصل رنج‌ها و مبارزات مردمی منجر به قدرت گیری جناحی دیگر با رنگ و لعابی دیگر از سرمایه‌داری نمی‌شود. تنها ضامن ایجاد و تثبیت دموکراسی و آزادی، قدرت و عرض اندام تشکل های مستقل در اصناف و اقشار مختلف است، قدرتی سراسری، متحدانه و سیلاب وار که هر گونه دست اندازی و تجاوز به مطالبات مردمی را پاسخی درخور دهد.

کارگران ِ کارخانه‌ها، کارگران خدماتی، مزدبگیران شرکت ها و سازمان ها، پرستاران، معلمان،‌ دانشجویان باید هر چه زودتر دست به ایجاد تشکل‌های مستقل کاری و عموم مردم اقدام به ایجاد شوراهای محله‌ای خود بکنند؛ قدرتی که در اتحاد این تشکل هاست تیری است که همزمان دو نشانه را هدف گیری می‌کند: ۱ – حاکمیت استثمارگرانه و ظالمانه حاضر را برمی اندازد و ۲- اجازه قدرت گیری کلاهبردارانه حاکمیتی دیگر را نمی‌دهد و بلکه قدرت سازمان یافته ی مردمی را به عرصه حاکمیت اجتماعی مسلط خواهد کرد.

روز جهانی کارگر در خود  در بردارنده ی تمام این درس‌ها و راه حل‌هاست و سالیان سال است که کارگران با بلند کردن پرچم سرخ خود و با جوش و خروشی در گستره‌ی اکثریت مردم کره زمین، معنای بلند  این کلید معما را به بانگ بلند فریاد می‌کشند.

روز جهانی کارگر در سال ۸۹ همزمان شده است با خروش عمومی مردم علیه ظلم و سرکوب و دیکتاتوری. سال ۸۹ آبستن بزرگترین اعتراضات و اعتصابات مردمی و کارگری نیز خواهد بود. حذف سوبسیدها (طرح هدفمند کردن یارانه‌ها)، حذف حداقل توانایی‌های اقتصادی و معیشتی اکثریت مردم است. و درآمد حاصل از حذف یارانه‌ها، برای تحکیم قلدری‌ها و نظامی‌گری‌های حاکمیت و بازپرداخت‌های وام‌های ننگین بانک جهانی و صندوق بین المللی پول هزینه خواهد شد.

وام‌هایی که برای سرمایه‌داران هزینه شده، باعث تقویت قدرت اقتصادی نیروهای سرکوبگر نظامی از جمله سپاه و بسیج شده، منجر به افزایش فاصله طبقاتی شده، عده قلیلی را فربه و فربه‌تر نموده است و اکنون بازپرداخت آن را نیز از  جیب مردمی که فقیرترشده اند، انجام می‌دهند!!

از هم اکنون نشانه‌های اعتراضات عملی مردم به این طرح خانمان برانداز، با نپرداختن هزینه های آب و برق و گازو… آغاز شده است.

از سویی در سال ۸۹، حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شواری عالی کار برای کارگران رقم ۳۰۳ هزار تومان در ماه اعلام شده است که این رقم حدود یک سوم خط فقر اعلام شده توسط منابع رسمی حکومتی است! شورای عالی کار مرکب از نماینده ی کارفرمایان (که دنبال تعیین کمترین مقدار دستمزد هستند)، نماینده ی دولت (که حامی سرمایه داران است و خود کارفرمایی عمده محسوب می‌شود) و نماینده خانه کارگر و شورای اسلامی کار (که نهادی ضد کارگری و دست ساخته ی حکومت است) می‌باشد. در این شورا حتا اگر به جای شورای اسلامی کار نماینده ی مستقل کارگری شرکت کند در برابر دو رای از دولت و کارفرما بازنده است. در واقع در این سیستم (سه جانبه گرایی) کارگر حتا فرصتی  برای قیمت گذاشتن بر کالایی که میفروشد (یعنی نیروی کارش) ندارد!!! در حالی که دستمزد باید توسط تشکل‌های مستقل کارگری اعلام گردد.

در این شرایط مردم و کارگران به جان امده را به “کار مضاعف” نیز دعوت می‌کنند! کارگرانی که دیگر نای  کار کردن در ساعات متمادی و کارهای اضافه بر شغل خود را ندارند و با اینهمه کار و زحمت از پس خرج بخور و نمیر خانواده شان بر نمی‌آیند.

در اقدامی دیگر برای حمله به حداقل آزادی‌های مردم ، و برای ایجاد رعب و وحشت و تسلط روانی بر جامعه با طرح به اصطلاح ” امنیت اجتماعی” بر روح و روان مردم خراش میزنند! در حالی که ما باور داریم آزادی پوشش و روابط انسان ها در جامعه از جمله اصول اولیه و حداقلی زندگی انسانی است.

بهترین و کاملترین عکس العمل اساسی و همیشگی به اینگونه دست اندازی‌ها و تجاوزات به جان و مال و اندک نان موجود در سفره مردم، اعتراض های سازمان یافته از طریق تشکل‌های خود ساخته‌ی مردمی و کارگری امکان پذیر است. در میان جنبش کارگری – و در مقطع سالیان اخیر-  مدت هاست که درمیان کارگران این اقدامات برای ایجاد تشکل‌های مستقل طبقاتی آغاز شده است. از همین روست که حاکمیت سرمایه داری اسلامی ایران، فعالین کارگری و تشکل های کارگری مستقل را مورد تهاجم و سرکوب قرار داده است. کارگران زندانی بسیاری از جمله محمود صالحی (در سقز) ابراهیم مددی، منصور اصانلو (از سندیکای کارگران شرکت واحد) و دیگر همکارانشان، علی نجاتی و دیگر همکارانش (در سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه)، فعالین کارگری بسیار و فعالین کارگری در صنف معلمان و … همه و همه در این سالها مورد خشم حاکمیت کارگر ستیزِ سرمایه داری اسلامی قرار گرفته‌اند. اما این جنبش را سر باز ایستادن نیست.

از همین رو و بنا به دلایل ذکرشده در روز جهانی کارگر سال ۸۹ (شنبه، یازده اردیبهشت)،‌ مهمترین خواسته‌ها و مطالبات عمومی مردم و به وی‍ژه مطالبات کارگری ِ زیر (که خلاصه ی مطالبات و از عمده‌ترین خواسته‌های کارگری می‌باشند)، در شعارها و خواسته های ما و در همه جا مطرح خواهد شد و تلاش ما کارگران بر این خواهد بود که نه تنها در مراسم‌های این روز، بلکه پس از آن و در هر جا و هر زمان و بیش از پیش برای تحقق این خواسته‌ها، دست به مبارزات خستگی ناپذیربزنیم.

۱ – ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی (اعم از زندانیان کارگری و معلمان، دانشجویان، زنان فعالین حقوق کودک، روزنامه‌نگاران) و تمامی زندانیان عقیده و بیان و تمامی زندانیان حوادث اخیرهستیم. اعتراض و آزادی بیان جزو حقوق ابتدایی و مسلم مردم است. تمامی احکام قضایی صادره برای فعالین سیاسی- اجتماعی و کارگری لغو و تعقیب قضایی علیه آنان متوقف باید گردد.

۲ – آزادی تشکل‌های مستقل طبقاتی، آزادی انجمن ها، تحزب، اعتراض و اعتصاب و آزادی مطبوعات و آزادی بیان و اندیشه، حق مسلم انسانی ماست. ما برای کسب این حقوق و مطالبات دست از مبارزه برنخواهیم داشت.

۳ – تعیین حداقل دستمزد ۳۰۳ هزارتومان اعلام شده توسط شورای عالی کار، در حالی که خط فقر اعلام شده توسط برخی نهاد های رسمی حاکمیت ۹۰۰ هزارتومان است، نشان از عطش بی پایان نظام سرمایه داری به استثمار هرچه بیشتر کارگران و مزد بگیران و کسب سود هرچه بیشتر است. ما خواهان اعلام حداقل دستمزد توسط نمایندگان مستقل کارگری و تشکل های مستقل آنان و براساس حداقل های یک زندگی شرافتمندانه و انسانی هستیم.

۴ – ما درمقابل طرح ضد انسانی، سودمحورانه و وحشیانه‌ی حذف سوبسیدها (هدفمند کردن یارانه‌ها) که چیزی جز خوش خدمتی به منافع سرمایه داری داخلی و جهانی نیست، دست از هر گونه اعتراض و اعتصاب برنخواهیم داشت و عموم مردم را دعوت به اعتراضات گسترده علیه هر درجه از اعمال این اقدام ضد مردمی می‌نماییم.

۵ – ما ضمن تأکید بر لزوم تأمین تمامی بازنشستگان برای داشتن یک زندگی انسانی و شرافتمندانه، خواهان برچیده شدن قوانین بردگی مدرن و روش‌های آن از جمله قراردادهای سفید امضا و قراردادهای موقت هستیم.

۶ – ما خواهان برخورداری تمامی افراد جامعه از آموزش، بهداشت و خدمات عمومی رایگان هستیم.

۷ – ما جنبش های اجتماعی دیگر مانند جنبش زنان، جنبش حقوق کودک و جنبش دانشجویی را متحد خود می‌دانیم و هرگونه تعرض به آنان را تعرض به جنبش کارگری و تجاوز به کرامت انسانی ِاکثریت افراد اجتماع می دانیم.

۸ – ما ضمن حمایت از کارگران مهاجر در ایران از جمله مهاجرین افغان،‌ خود را در صف مبارزه جهانی طبقه کارگر می‌بینیم و از مطالبات و خواسته‌های تمامی کارگران جهان حمایت می‌کنیم. همچنین ما خواستار آن هستیم که روز اول ماه مه،‌ تعطیلی رسمی اعلام شود و هرگونه ممنوعیت اجرای مراسم  در این روز ملغی گردد.

زنده باد همبستگی جهانی طبقه ی کارگر

(۱may1389@gmail.com) –  شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر – سال ۸۹

زمان و مکان برنامه: شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال ۸۹  با لحاظ کردن امکانات زمانی و مکانی مختلف، ضمن دعوت از دیگر افراد و گروه‌هایی که زمان‌ها و مکان‌های احتمالی دیگری را برای مراسم این روز پیشنهاد کرده بودند، اعلام می‌کند ما کارگران، مستقل از هر گونه مطالبات و برنامه هایی که هر گروه یا گرایش فکری- سیاسی اعلام نموده است، با طرح مطالبات و شعارهای مستقل خود (از جمله مطالبات ِهشت گانه ی فوق)، برای روز شنبه یازده اردیبهشت، بدین ترتیب گرد هم خواهیم آمد و مطالبات خود را فریاد خواهیم زد: مراسم روز جهانی کارگر: تهران – ساعت ۵ عصر – خیابان آزادی، مقابل وزارت کار و سپس راهپیمایی به سمت  میدان انقلاب (عبور از مسیر خیابان‌های خوش، رودکی، نواب، اسکندری، جمالزاده – میدان انقلاب) و در شهرستان‌ها در مقابل ادارات کار یا مکان‌های منتخب خود کارگران و در ساعاتی که اعلام می‌نمایند.

//

Advertisements

قطعنامه مشترک روز جهانی کارگر (تشکل‌های کارگری ایران)

 

اول ماه مه روز همبستگی بین‌المللی طبقه کارگر و روز اعتراض جهانی کارگران به فقر و فلاکت و نابرابری است. در این روز میلیونها کارگر در سراسر جهان دست از کار می‌کشند، خیابان‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورند  و با اعلام خشم و انزجار از مصائب بی شماری که نظام سرمایه‌داری بر بشریت تحمیل کرده است، رهائی از ستم و استثمار و بر پائی دنیائی بهتر را فریاد می‌زنند.

طنین اعتراض به مشقات نظام سرمایه‌داری و برابری خواهی کارگران در اقصی نقاط جهان در حالی در روز اول ماه مه پهنه گیتی را در برمی‌گیرد که علاوه بر ممنوعیت برگزاری مراسم این روز در ایران، هم اکنون بسیاری از کارگران برگزارکننده مراسم اول ماه مه سال ۸۸ یا به زندان محکوم شده‌اند و یا در معرض صدور احکام سنگین قضائی قرار دارند و دهها تن از فعالین و رهبران کارگری به جرم برپائی تشکلهای کارگری و  دفاع از حقوق انسانی شان در زندانها بسر می‌برند.

تحمیل چنین ابعاد وحشتناکی از بی حقوقی اجتماعی بر کارگران ایران در شرایطی است که سیستم سرمایه‌داری ایران پس از گذشت سه دهه از انقلاب بهمن ۵۷، دستمزد کارگران را به یک چهارم مبلغ زیر خط فقر تقلیل داده  و با عدم پرداخت بموقع این دستمزدها و اخراج و بیکار سازی توده های عظیمی از کارگران و رواج قراردادهای موقت و سفید امضا شرایط به غایت جهنمی را بر میلیون‌ها خانواده کارگری تحمیل کرده است و امروزه برای تضمین بیش از پیش سودآوری سرمایه با به تعطیلی کشاندن کارخانه ها و طرح قطع یارانه ها در صدد  است تا آخرین لقمه ها برای زنده ماندن میلیونها خانواده کارگری را از سفره آنان به جیب صاحبان سرمایه سرازیر کند.

اما همانگونه که ما کارگران ایران در انقلاب بهمن ۵۷ و سال‌های اخیر نشان دادیم تاب تحمل اینهمه فلاکت و بی حقوقی را نخواهیم آورد و علیرغم زندان و سرکوب، پیشاپیش عموم مردم ایران در مقابل لگدمال شدن بدیهی ترین حقوق انسانی خود ایستادگی خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد بیش از این حق حیات و هستی ما را به تباهی بکشانند. ما تولید کنندگان اصلی تمامی ثروتها و تعمات موجود در جامعه هستیم و داشتن یک زندگی انسانی مطابق با بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز را حق مسلم خود و عموم توده های مردم ایران می‌دانیم.

در این راستا ما ضمن اعتراض به وضعیت موجود که از روز جهانی کارگر سال گذشته  به این سو کارگران و عموم توده‌های مردم ایران را بیش از پیش در معرض سرکوب و تحمیل بی حقوقی قرار داده است بر تحقق مطالبات زیر پای می‌فشاریم و خواهان تحقق فوری و بی قید شرط همه آنها هستیم:

۱ – برپایی تشکل های مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع و آزادی بیان حق مسلم ما است  و این خواسته ها باید بدون قید و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران و عموم مردم ایران به رسمیت شناخته شوند

۲ – ما طرح قطع یارانه ها (هدفمند کردن یارانه ها ) و حداقل دستمزد ۳۰۳ هزار تومانی را تحمیل مرگ تدریجی بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و خواهان توقف فوری طرح قطع یارانه‌ها و افزایش حداقل دستمزدها به یک میلیون تومان هستیم

۳ – دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا” و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود

۴ – اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند و آماده به کار هستند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری متناسب با یک زندگی انسانی برخوردار شوند

۵ – ما خواهان محو قراردادهای موقت و سفید امضاء، تامین امنیت شغلی کارگران و تمامی مزد بگیران، رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی کار و بر چیده شدن تمامی نهادهای دست ساز دولتی از محیط‌های کار هستیم

۶ – ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط ابراهیم مددی، منصور اسالو، علی نجاتی و کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و اعتراضی از زندان و توقف پیگردهای قضایی علیه آنان هستیم .

۷ – ما ضمن محکوم کردن  هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و اعتراضات مردمی،  اعتراض به هر گونه بی حقوقی و ابراز عقیده  را حق مسلم و خدشه ناپذیر کارگران و عموم مردم می دانیم

۸ – ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

۹ – ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

۱۰ – کار کودکان باید محو گردد و تمامی کودکان باید جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی والدین، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی از امکانات آموزشی، رفاهی و بهداشتی یکسان  و رایگانی برخوردار شوند

۱۱ – ما بدینوسیله پشتیبانی خود را از تمامی جنبش های اجتماعی آزادی خواهانه اعلام می داریم و دستگیری، محاکمه و به زندان افکندن فعالین این جنبش ها را قویا” محکوم می کنیم

۱۲ – ما ضمن اعلام حمایت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و سایر اقشار زحمتکش جامعه ، خود را متحد آنها می دانیم و خواهان تحقق فوری مطالبات آنان هستیم

۱۳ – ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هر گونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیت ها را به هر بهانه ای محکوم می کنیم

۱۴ – ما ضمن قدردانی از تمامی حمایت های بین المللی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی کارگران برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید می کنیم

۱۵ –  اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد.

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران

۱مه ۲۰۱۰

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار و مکانیک

هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری

انجمن دفاع از کارگران اخراجی و بیکار سقز

شورای زنان

باز هم جنایت دیگری از رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی – تعطیل کلاس‌های درس دانشگاه ایرانشهر در پى قتل یکى از دانشجویان

دانشجویان دانشگاه ایرانشهر در پى قتل همکلاسی فعال خود به نام کیوان گودرزی دست به اعتصاب زده و کلاس‌هاى درس را تعطیل کردند. جسد این دانشجو در حالی که از ناحیه صورت به شدت آسیب دیده و از بلندى پرتاب شده بود کنار یک دکل مخابراتى در دانشگاه پیدا شد.

کیوان گودرزى، پیش از کشته شدن به قتل تهدید شده بود و از دانشجویان فعال در اعتراضات دانشجویى بود. مقامات دانشگاه براى جلوگیرى از اعتراض دانشجویان ابتدا سعى کردند هویت وى را مخفى کنند و او را کارگرى که به علت برق گرفتگى کشته شده است به دانشجویان معرفى کردند.

کیوان گودرزى شب قبل از مرگ، با یکى از اقوامش تماس گرفته و در حالی که به شدت مضطرب بود، به او گفته بود به مرگ تهدید شده است و شاید هرگز او را نبیند.

محمدى نماینده خامنه‌اى در دانشگاه ایرانشهر تلاش کرد این قتل را خودکشى قلمداد کند و از گرفتن مراسم توسط دانشجویان جلوگیرى کند ولى سه‌شنبه شب دختران دانشجوى این دانشگاه به‌رغم هشدارهاى مقامات دانشگاه براى جلوگیرى از برپایى مراسم سوگوارى در محل قتل او تجمع کردند و با روشن کردن شمع یاد او را گرامى داشتند.

از سایت دفترها http://www.daftarha.com/?p=4808

ما را به لطف تو نیاز نیست – موسوی خیلی ساده لوح است اگر تصور می‌کند، با این ادعاها می‌تواند بر کارگران و زحمتکشان تاثیر بگذارد.

در جامعه سرمایه‌داری هر تحول سیاسی و اجتماعی که نفعی برای توده‌های مردم در برداشته باشد، وابسته به نقشی‌ست که طبقه کارگر در جریان این تحول ایفا می‌کند. تجربه تمام دوران حاکمیت سرمایه‌داری در سراسر جهان نشان می‌دهد که حتا رفرم‌هایی که در طول این دوران در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری انجام گرفت و بورژوازی ناگزیر شد در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی امتیازاتی به توده‌های زحمتکش بدهد، زیر فشار انقلابات و مبارزات طبقه کارگر بود. بدون دخالت سیاسی طبقه کارگر و مبارزات این طبقه، نه فقط هیچ تحول انقلابی، بلکه حتا بهبود نسبی در اوضاع مصور نیست.

این واقعیت را مبارزات توده‌های مردم ایران در طی ده ماه گذشته با وضوح هرچه تمام‌تر نشان داده است. گرچه حضور پراکنده و خود به خودی کارگران در جنبش آزادی‌خواهانه‌ای که از خرداد ۸۸ آغاز گردید، قابل انکار نیست، اما آنچه که  اساسی‌ترین نقطه ضعف این جنبش تا به امروز بوده و مانع پیشروی آن شده است، همانا عدم حضور کارگران به عنوان یک نیروی مستقل قدرتمند برای برهم زدن توازن قوا به نفع انقلاب و تحقق خواست‌های توده‌های وسیع مردم ایران بوده است. نقش کارگران برای هرگونه تحولی در ایران چنان تعیین کننده و آشکار است که اکنون امثال موسوی هم ناگزیر‌اند به آن اعتراف کنند.

تا کنون کارگران در معادلات جریان موسوم به اصلاح‌طلب رژیم به طور کلی و موسوی به طور خاص، هیچ نقش و جایگاهی نداشتند. در دوره‌ای که آن‌ها تمام تلاش خود را در جریان انتخابات ریاست جمهوری برای پیروزی بر رقیب خود به کار گرفته بودند، حتا نامی از کارگران به میان نیآّوردند. از هر قشر و گروهی سخن به میان آوردند، مگر طبقه کارگر. کسی کارگران را مورد خطاب قرار نداد. کسی از مطالبات کارگران سخن نگفت، کسی سراغ کارگران نرفت و بیانیه‌ای در این ارتباط صادر نکرد.

دلیل آن‌هم پوشیده نبود. “اصلاح‌طلبان” که خود را پیگیر‌تر از جناح رقیب‌شان نماینده و مدافع منافع طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران می‌دانند، اصلا مخالف کشیدن پای زحمتکشان به نزاع جناح‌ها از طریق مثلا دادن وعده‌های رفاهی و صحبت از فقیر و غنی بودند. آن‌ها هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و چیزی در این مورد نگفتند. البته کارگران هم نه نیازی به آن‌ها داشتند و نه به وعده‌های جناح ‌های رژیم، اعتمادی داشتند. چرا که در طول سه‌ دهه، به تجربه دریافته بودند که به هیچ گروه و جناح جمهوری اسلامی نباید اعتماد کنند و تمام آن‌ها به رغم هر ادعایی که داشته و دارند، جز تشدید استثمار، فقر، بیکاری و پایمال کردن ابتدائی‌ترین حق و حقوق کارگران، چیزی نصیب آن‌ها نکرده‌اند.

انتخابات به پایان رسید و “اصلاح‌طلبان” به آن‌چه که می‌خواستند دست نیافتند. تقلب در انتخابات، منجر به انفجار خشم انقلابی توده‌های مردم شد. جریان موسوم به اصلاح‌طلب، تلاش کرد که از جنبش اعتراضی توده‌ها در خدمت اهداف خود استفاده برد، اما چاره‌ای نداشت جز این که در برابر رادیکالیسم آن بایستد و آن را محکوم کند. یک جناح با سرکوب و کشتار به مقابله با این جنبش برخاست و جناح دیگر با تلاش برای محدود کردن آن به چارچوب جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر، و نه بیشتر. جنبش در دایره محدودی باقی ماند و توده‌های وسیع کارگر و زحمتکش را در بر نگرفت. لذا دامنه این جنبش زیر فشار از دو سو، مدام محدود‌تر شد. در طول این ده ماه، موسوی و کروبی بیاینه‌ها و مصاحبه‌های متعددی داشتند، اما هرگز بحثی از کارگران و نقش آن‌ها به میان نیامد. تازه وقتی که موسوی دریافت، ظرفیت جنبش به اصطلاح سبزی که او آن را طرفدار خود می‌داند به پایان رسیده است و جناح رقیب توازن قوا را به نفع خود برهم زده است، به یاد آورد که گویا در ایران “قشری” هم به نام کارگران وجود دارد که باید آن‌ها را به حساب آورد. از این رو‌ست که در جدید‌ترین اظهار نظراش پیرامون مسائل جامعه ایران در ملاقات با گروهی از اعضای “سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” خطاب به آن‌ها گفت: “باید راه‌هایی را پیدا کنیم که بتوانیم سازمان یافته‌تر از گذشته کارها را پیش ببریم. جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورد و مسائل آن‌ها را مطرح کند. کارگران، معلمان و… هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است.”

موسوی که در دوره رقابت انتخاباتی‌اش به کلی فراموش کرده بود که کارگران و معلمان “مسائلی” دارند و در طول ده ماه گذشته نیز حتا یک بار هم نامی از کارگر نبرد، اکنون به طرفداران خود رهنمود می‌دهد که به سوی کارگران بروند، مسائل آن‌ها را مطرح کنند و بگویند “هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است.”

موسوی خیلی ساده لوح است اگر تصور می‌کند، با این ادعاها می‌تواند بر کارگران و زحمتکشان تاثیر بگذارد. تجربه متجاوز از سه دهه حاکمیت ستم‌گرانه دارو دسته‌های مختلف جمهوری اسلامی به کارگران آموخته است که تمام آن‌ها سر و ته یک کیسه‌اند و دشمن سرسخت طبقه کارگر. اگر موسوی در ادامه اظهار نظر خود نمی‌افزود که “ما باید در جامعه از کارگران و کار آفرینان به طور توامان دفاع کنیم.” باز هم کارگران هیچ توهمی نمی‌داشتند که امثال موسوی مدافع سرمایه‌داران یا به ادعای وی “کار آفرینان” هستند. کارگران به خوبی می‌دانند که دره‌ای ژرف منافع کارگران و سرمایه‌داران را از یکدیگر جدا می‌سازد و کسی نمی‌تواند ادعا کند که توامان از کارگران و سرمایه‌داران دفاع می‌کند. یا باید از استثمارگر دفاع کرد یا استثمار شونده. این را حتا یک کارگر با کمترین آگاهی می‌داند. بنابر این وقتی که موسوی می‌گوید: “ما باید در جامعه از کارگران و کار آفرینان به طور توامان دفاع کنیم.” برای کارگران پوشیده نیست که منظور او دفاع از سرمایه‌داران در عمل است و حرف‌های پوچ و توخالی در دفاع از کارگران.

کارگران به موسوی خواهند گفت: ما را به لطف تو نیاز نیست. تو همان بهتر که مدافع “کار آفرینان” باقی بمانی و برای “اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی”  تلاش کنی، و ما هم به همراه توده‌های وسیع زحمتکش و آزادی‌خواه مردم ایران، راه خودمان را می‌رویم و به مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و تحقق تمام مطالبات توده‌های مردم ایران ادامه می‌دهیم.

از سایت سازمان فدائیان -اقلیت

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی – آزادی از فرخی یزدی

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی

                    که روح بخش جهان است نام آزادی

به پیش اهل جهان محترم بودآنکس

                   که داشت از دل و جان احترام آزادی

چگونه پای گذاری بصرف دعوت شیخ

                          به مسلکی که ندارد مرام آزادی

هزار بار بود زصبح استبداد

                            برای دسته پا بسته شام آزادی

به روزگار قیامت بپا شود آن روز

                           کنند رنجبران چون قیام آزادی

اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز

                             کشم زمرتجعین انتقام آزادی

             زبند بندگی خواجه کی شوی آزاد

             چو فرخی نشوی گر غلام آزادی

دو تن از اساتید دانشگاه علم و صنعت اخراج شدند

دو تن از اساتید دانشکده ی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت هفته‌ی پیش با حکم کتبی از دانشگاه اخراج شدند .

یکی از این اساتید سیّد علی اصغر بهشتی شیرازی (پسر عموی علیرضا بهشتی) از اساتید باسابقه و مجرّب مخابرات دانشگاه علم و صنعت و دیگری محمّد شهری از اساتید سابق دانشکده ی برق که در پژوهشکده ی برق مشغول به فعّالیّت بود، هستند.

همچنین پرفسور تورج محمّدی رئیس دانشکده ی مهندسی شیمی نیز در اواخر سال گذشته پس از فشارهای وارده از سوی دانشگاه و در اعتراض به سیاست های دانشگاه در قبال دانشجویان از سمت خود استعفا داد.

لازم به ذکر است همه ی این اساتید از امضاء کنندگان نامه ی اعتراضی و در حمایت از دانشجویان پس از صدور احکام سنگین و بی سابقۀ انضباطی بودند. آنها به ورود لباس شخصی ها و ضرب و شتم دانشجویان در ۸ دی در دانشگاه علم و صنعت به شدّت اعتراض کردند.

فعلاً تمامی این اساتید سکوت اختیار نموده و با دانشجویان در مورد این مسائل صحبت نمی کنند. به نظر می رسد پروژۀ اخراج اساتید در دانشگاه علم و صنعت شروع شده است.

از سایت دفترها http://www.daftarha.com/

دستمزدهای کارگری و ضرورت تشدید مبارزه علیه نظم موجود

بعد از مدت‌ها مُعطلی، بلاتکلیفی و ناروشنی وضعیت دستمزدهای کارگری، سرانجام “شورایعالی کار” در تاریخ ۲۲/۱۲/۸۸ میزان حداقل دستمزدهای کارگری برای سال ۸۹ را تعیین نمود و مزد ماهانه، از ۲۶۳۵۲۰ تومان، با ۱۵ درصد افزایش به ۳۰۳۰۴۸ تومان رسید. مبنای افزایش دستمزد نیز همانطور که انتظار می‌رفت و تاکنون معمول بوده است، بازهم، نه تأمین نیازهای زندگی خانواده‌های کارگری و نه حتا نرخ تورم واقعی، بلکه آمارهای غیر واقعی و رقم سازی‌های بانک مرکزی در مورد نرخ تورم، و ارادۀ طبقه سرمایه‌دار برای تشدید بیش از پیش استثمار کارگران، تحمیل یک زندگی بسیار فقیرانه‌تر از گذشته و یک روزگار سیاه و پر مشقت بر کارگران بود.

ابراهیم نظری جلالی، معاون روابط کار و وزارت کار و دبیر “شورای عالی کار” که از از افزایش بسیار ناچیز دستمزدها و سطح نازل آن آگاه است، زمانی که میزان حداقل دستمزد کارگران در سال ۸۹ را اعلام نمود، چنین مطرح کرد که؛ ستاد مزد وزارت کار در جلسات متعدد خود، با حضور نمایندگان کارگران و کارفرمایان، به بررسی موارد مربوط به حداقل دستمزدها پرداخته است و بر اساس اطلاعات فراگیر و واقعی و نظر سنجی از همۀ صاحب نظران مرتبط، به ویژه صاحبان صنایع و “بخش‌های کارگری” و کارفرمائی، و بالاخره بر اساس آخرین نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی دربهمن سال ۸۸، شورای عالی کار نیز “با در نظر گرفتن مصالح کارگران” میزان حداقل دستمزد را تعیین کرده است.

معاون وزارت کار، البته درست می‌گوید که برای تعیین میزان حداقل دستمزدها، نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی مبنا قرار گرفته و مُقدم بر هر چیز، خواست و نظر سرمایه‌داران، صاحبان صنایع، کارفرمایان نمایندگان و نظریه پردازان آن‌ها مد نظر قرار گرفته و بر طبق خواست آنها عمل شده است. در این، البته هیچ جای تردیدی نیست. معاون وزارت کار اما آنجا که از اطلاعات فراگیر و واقعی به ویژه از نظر سنجی با “بخش‌های کارگری” سخن می‌گوید، به کلی دروغ و هذیان می‌گوید، مگر آنکه مورد نظرش، بازهم سرمایه‌داران، نمایندگان و سخنگویان آن‌ها و نظریه پردازان آن‌ها در زمینۀ مسایل کارگری باشد.

اولاً کسی که نخواهد چشم خود را به روی واقعیت‌های جامعه ببندد، نمی‌تواند این موضوع را انکار نماید که قیمت تمام کالاها و خدمات مورد نیاز کارگران در سال ۸۸ به شدت افزایش یافت و نرخ تورم، نه ۱۵ درصد که بانک مرکزی ادعا کرده است، بلکه حدود ٢۵ تا ۳۰ درصد افزایش یافت. ثانیاً، این موضوع از روز روشن‌تر است که نرخ تورم در سال ۸۹ نیز در این حد باقی نمی‌ماند و با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه‌ها و یا به عبارت درست‌تر آزاد سازی کامل قیمت‌ها، که به اعتراف برخی از نمایندگان مجلس ارتجاع، تورمی بین ۴۵ تا ۶۰ در صد را در پی خواهد داشت، نرخ تورم، از این هم بسیار فراتر خواهد رفت. ثالثاً، متوسط هزینه ماهانه یک خانوارشهری، حتا طبق برآورد و بررسی مرکز آمار ایران، از یک میلیون تومان هم بیشتر و خط فقر، چیزی حدود یک میلیون تومان است. در حالیکه حداقل دستمزد کارگران برای سال ۸۹ از یک سوم این خط فقر هم کمتر است!

بنابراین، اینکه معاون وزارت کار رژیم می‌گوید، برای تعیین دستمزدها اطلاعات فراگیر و واقعی و نیز “مصالح کارگران” در نظر گرفته شده است، صرفاً یک ادعای بی پایه و توخالی و دروغ محض است! معاون وزارت کار همچنین ادعا کرده است که برای تعیین حداقل دستمزدها، با “بخش های کارگری” نیز مشورت و به نظر سنجی پرداخته است! اما این ادعای معاون وزارت کار نیز دروغ بیشرمانه‌ای بیشتر نیست. مگر آنکه همان گونه که اشاره شد، مورد نظر وی سرمایه‌داران و نمایندگان و سخنگویان رنگارنگ آن‌ها باشد . و گرنه ، تا جائی که به کارگران بر می‌گردد، کارگران ایران بارها و بارها خواستار افزایش دستمزد به بالای خط فقر شده‌اند. تشکل‌ها و جمع‌های کارگری موجود نیز مستمراً این خواست کارگران را مطرح ساخته‌اند و پیش از آنکه شورای عالی کار در مورد دستمزد‌ها تصمیم گیری نماید کراراً خواستار افزایش دستمزد به بالای خط فقر شده‌اند و این مطالبه کارگری را به اشکال مختلفی به گوش مسئولین و تصمیم گیرندگان رژیم رسانده‌اند. که در این جا به دو نمونه آن اشاره می کنیم . چند کمیته، سندیکا و جمع کارگری با انتشار بیانه‌ای در ۱۸ اسفند سال ۸۸ در مورد حداقل دستمزد‌ها در سال ۸۹، ضمن افشاء و ردِّ روش و مبنای تعیین دستمزد‌های کارگری در جمهوری اسلامی و تاکید بر اتحاد و مبارزه کارگران علیه مناسبات و سیستم استثمارگرانه موجود، در عین حال خواستار افزایش دستمزد به بالای ۹۰۰ هزار تومان (یعنی خط فقر برآورد شده توسط ارگان‌های وابسته به حاکمیت) شده بودند. علاوه بر بیانیه تشکل‌های مستقل جنبش کارگری در مورد حداقل دستمزد‌ها در سال ۸۹، که به امضای هیأت بازگشائی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان، کارگران فلزکار مکانیک، شورای همکاری تشکل‌ها و فعالین کارگری مرکب از کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، کمیته پی گیری برای ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری و جمع شورائی فعالین کارگری رسیده بود، درست یک ماه پیش از آنکه شورای عالی کار دستمزدهای کارگری را تعیین کند، چهار تشکل کارگری دیگر، یعنی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه نیز با انتشار یک بیانیۀ مشترک، به مناسبت سی و یکمین سالروز انقلاب ۵۷ و تجدید خاطرۀ مبارزات مردم برای برچیده شدن بساط اختناق و سرکوب و برخورداری از یک زندگی بهتر و همچنین تآکید بر نقش طبقه کارگر و در پیشاپیش آن کارگران شرکت نفت که با اعتصاب سراسری، کمر استبداد را درهم شکستند، رئوس خواست‌های حداقلی کارگران ایران را اعلام نموده و خواستار تحقق فوری و بی قید و شرط آن شدند. یکی از خواست‌های ده گانه کارگران، افزایش فوری حداقل دستمزدها بر اساس اعلام نظر خود کارگران از طریق نمایندگان منتخب آن‌ها در مجامع عمومی کارگری بود.

هیچ کارگری، هرگز نشنید و ندید که مسئولین وزارت کار و یا شورای عالی کار، برای تعیین حداقل دستمزدها، نظر این کارگران را جویا شده باشند و یا اصلاً توجهی به آنها و مطالباتشان کرده باشند. البته بی ربطی حرف‌ها و ادعاهای معاون وزیر کار، با نظرات، منافع و “مصالح کارگران”، چیزی نیست که نیاز به اثبات داشته باشد. جمهوری اسلامی و نهادهای دولتی مربوطه، نه فقط هیچگاه نظر این کارگران را درمورد مسائل کارگری منجمله تعیین میزان حداقل دستمزد، جویا نشده‌اند و به آن کمترین توجهی ننموده‌اند، که بر عکس، هر کارگر آگاهی را که خواستار مداخله کارگران در تعیین میزان حداقل دستمزدها شده و یا حرفی از تعیین دستمزد توسط خود کارگران و تشکل‌های کارگری به میان آورده است، فوراً بازداشت و سرکوب نموده، به زندان انداخته و از کار اخراج نموده‌اند. ده‌ها کارگر آگاه در همین ارتباط و در ارتباط با فعالیت‌های آگاه گرانۀ خود، توسط حراست و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم بازداشت شده، به زندان افتاده‌اند و از کار اخراج شده‌اند. اعضای هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه که چند تن از آنان هنوز در زندان بسر می‌برند، از آن جمله می‌باشند.

بنابراین، هیچ کارگری غیر از این نمی اندیشد که رژیم جمهوری اسلامی به تمام معنا یک رژیم ضد کارگری‌ست و شورای عالی کار آن نیز همواره از منافع طبقه سرمایه‌دار دفاع نموده و هنگام تعیین میزان حداقل دستمزد نیز گوش به فرمان و مجری اوامر کارفرمایان و صاحبان سرمایه و در یک کلمه طبقه سرمایه‌دار بوده است.

بدیهی ست که مورد نظر ابراهیم نظری جلالی معاون وزارت کار در مورد “نظر سنجی از صاحب نظران بخش‌های کارگری”، پیرامون تعیین حداقل دستمزدها، نه تشکل‌ها و فعالان کارگری منجمله تشکل‌هائی که در آستانه تعیین حداقل دستمزد توسط شورای عالی کار، اقدام به صدور منشور و بیانیه نمودند، بلکه احتمالاً شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر و عوامل رژیم در میان کارگران می‌باشد.

با این وجود باید گفت که حداقل دستمزدها، اگر چه با توافق آن تعداد از به اصطلاح کسانی که به عنوان نمایندۀ کارگران در شورای عالی کار حضور یافته بودند، تعیین گردید، اما حتا نظر همۀ اعضای این تشکل‌های ارتجاعی- جاسوسی و کارگزار سرمایه را هم تآمین نکرد. چرا که “کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار تهران” و نیز برخی از وابستگان به خانه کارگر از جمله علیرضا محجوب دبیر کل خانه کارگر، رقمی بالاتر از ۵۰۰ هزار تومان را برای حداقل دستمزدهای کارگری در سال ۸۹ پیشنهاد و عنوان کرده بودند، که طبقه سرمایه‌دار و دولت این طبقه، وقعی به حرف‌ها و خواست‌های حتا پادوان خود هم نگذاشتند!

به هر رو، دستمزدهای کارگری، بار دیگر بسیار پائین و رسماً در زیر خط فقر تعیین گردید. مسأله فقط این نیست که دستمزد کارگر در زیر خط فقر است. در سال گذشته و در دو سه سال گذشته نیز دستمزد کارگر زیر خط فقر بوده است. مسأله این هم هست که در عین زیر خط فقر بودن دستمزد، فاصله دستمزد با خط فقر نیز مدام افزایش یافته است! اگر در سال گذشته یک میلیون تومان در آمد ماهانه خط فقر بود، با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه‌ها در سال جاری که افزایش وحشتناک قیمت‌ها و نرخ تورم را در پی خواهد داشت، متوسط هزینۀ یک خانوار یا خط فقر نیز به حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان خواهد رسید و دستمزدهای کارگری که زمانی یک دوم و یک سوم خط فقر بود، به یک پنجم خط فقر سقوط خواهد کرد.

همه می‌دانند و بیش و پیش از همه، هر کارگری این را خوب می‌داند که با ۱۰۱ هزار تومان مزد روزانه، نمی‌توان هزینه‌های زندگی را تأمین کرد. با ۳۰۳ هزار تومان در ماه، شاید بتوان خرج ایاب و ذهاب را تأمین کرد و نفس کشید، اما قطعاً نمی‌توان با آن زندگی را اداره کرد. رژیم جمهوری اسلامی و شورای عالی کارِ آن، با تعیین دستمزدهای ناچیز بار دیگر به کارگران و خانواده‌های کارگری چنین پیغام می‌دهند که باز هم باید از شکم خود و از سفره‌های خالی خود بزنند، از تفریحات نداشته و از تحصیل فرزندان خود چشم بپوشند و باید با گرسنگی، بدبختی، فقر و فلاکت هولناک‌تری دست و پنجه نرم کنند! و تنها به زنده ماندن، که چیزی جز تباهی و مرگ تدریجی نیست اکتفا نمایند!

واضح است که این تصمیم رژیم جمهوری اسلامی و شورای عالی کار آن، از سوی کارگران بلاجواب نخواهد ماند. مبارزۀ کارگران برای زنده ماندن و برای بهبود شرایط کار و بی هیچ شک و تردیدی برای افزایش دستمزدها، ادامه خواهد یافت. چرا که کارگر، چیزی جز نیروی کار خویش ندارد. کارگر نیروی کار خود را به سرمایه‌دار می‌فروشد و با پولی که در ازاء آن دریافت می‌کند ، باید بتواند معاش خود و خانوداده‌اش را تأمین کند. مزد کارگر قاعدتاً باید آن قدر باشد که کارگر بتواند نیازهای زندگی و وسائل معشیتی خود و خانواده‌اش را جهت حفظ حیات و ادامه کاری برآورده سازد و توانائی کارگر برای کار را تجدید کند. اما قیمت وسائل معشیتی و سایر نیازمندی‌های ضروری برای حفظ حیات و تجدید قوای کارگر ثابت نمی‌ماند. در سال گذشته شاهد روند افزایش شدید قیمت‌ها بودیم که در سال جاری نیز همین روند با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. از اینرو کارگر چه برای تأمین این وسائل و نیازمندی‌ها و چه برای بهبود شرایط زندگی خود خواستار افزایش دستمزد می‌شود و برای آن مبارزه می‌کند. مادام که نظام سرمایه‌داری بر سرِ کار باشد، افزایش دستمزد، یکی از خواست‌های مهم و یکی از عرصه‌های دائمی مبارزه طبقه کارگر خواهد بود. تردیدی در این مسأله وجود ندارد که به تناسب گستردگی و متشکل بودن مبارزات کارگران، میزان اثر بخشی آن و اجبار طبقه حاکم به پذیرش مطالبات کارگران از جمله مسأله افزایش دستمزدها نیز بیشتر خواهدبود. با این وجود، هر کارگر آگاهی این موضوع را می‌داند که طبقه سرمایه‌دار ولو زمانی که در برابر کارگران مجبور به عقب نشینی می‌شود و امتیازاتی به کارگران می‌دهد و فرضاً دربرابر افزایش دستمزد ها به خواست کارگران تمکین می‌کند، اما با هزار و یک ترفند می‌تواند این امتیازات را ازکارگران پس بگیرد.

این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که در طی بیش ازسه دهه حاکمیت رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، به رغم افزایش گاه به گاه دستمزدهای اسمی، اما دستمزد واقعی و قدرت خرید کارگران پیوسته کاهش یافته است. اگر در جائی و درتحت شرایطی طبقه سرمایه‌دار به ناگزیر امتیازاتی به کارگران داده است، جای دیگرو در شرایط دیگر آن را پس گرفته است و شرایط معشیتی و اقتصادی خانواده‌های کارگری پیوسته وخیم تر شده است. به این روند باید خاتمه داد وبراین چرخش در دایره بسته باید نقطه پایان گذاشت .

در برابر کارگران، راه دیگری، جزخروج ازاین دایره وجود ندارد. کارگران راه دیگری ندارند جز آنکه همپای گسترش مبارزات متحد و متشکل برای افزایش دستمزدها به بالای خط فقر، مبارزات خویش علیه رژیم ضد کارگری حاکم و تمام نهادهای آن را تشدید نمایند، رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و تمام نظم حاکم را براندازند و حکومت خود را مستقر سازند.

از سایت فداییان – اقلیت http://96.0.240.131/

فیلم _ روز ۲۲ بهمن بلوار گلاب آرياشهر، دستگيری یک دختر و نجات او توسط مردم

روز ۲۲ بهمن بلوار گلاب آرياشهر، قبل از ظهر – لباس شخصی ها به دختری كه با موبايل فيلمبرداری مي كرد حمله می كنند و می خواهند كه موبايلش را بگيرند. دختر به همراه دوستانش در برابر آنها كه با كابل به پایشان می زدند مقاومت كردند. در اين هنگام مردم غيور به اين لباس شخصی ها حمله كرده و دخترها را نجات می دهند

فیلم _ قیام مردم قرقیزستان _ ‹پیروزی› مخالفان در قرقیزستان در پی درگیری شدید – رئیس جمهوری قرقیزستان از پایتخت فرار کرد

بر اساس گزارش ها، قربان بیک باقی اف، رئیس جمهوری قرقیزستان از بیشکک، پایتخت فرار کرده است و مخالفان او توانسته اند نهادهای دولتی را به کنترل خود درآورند.

بر اساس گزارش ها، باقی اف توسط هواپیمایی کوچک پایتخت را ترک کرده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش می دهد مخالفان مقر سازمان امنیتی را تصرف کرده اند.

گفته می شود رادیو – تلویزیون قرقیزستان هم به تصرف مردم معترض درآمده است.

در درگیری ماموران امنیتی و تظاهرکنندگان در این کشور آسیای میانه دست کم ۱۷ نفر کشته و بیش از ۱۴۰ نفر مجروح شده اند.

فيلم – سند تجاوز در زندانهای رژیم یا کهریزک و جنایاتی دیگر ؟

اين هم سند تصويري از تجاوز در زندانهاي رژيم. اين فيلم کوتاه، بسيار دلخراش است ولي برای افشای ماهيت خاطیان، اين فيلم را بايد پخش کرد تا به جهانيان نشان دهيم که در زندانهای اين رژيم، چه بلاهایی بر سر جوانان برومند اين مرز و بوم می آورند.