: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

ما را به لطف تو نیاز نیست – موسوی خیلی ساده لوح است اگر تصور می‌کند، با این ادعاها می‌تواند بر کارگران و زحمتکشان تاثیر بگذارد.

در جامعه سرمایه‌داری هر تحول سیاسی و اجتماعی که نفعی برای توده‌های مردم در برداشته باشد، وابسته به نقشی‌ست که طبقه کارگر در جریان این تحول ایفا می‌کند. تجربه تمام دوران حاکمیت سرمایه‌داری در سراسر جهان نشان می‌دهد که حتا رفرم‌هایی که در طول این دوران در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری انجام گرفت و بورژوازی ناگزیر شد در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی امتیازاتی به توده‌های زحمتکش بدهد، زیر فشار انقلابات و مبارزات طبقه کارگر بود. بدون دخالت سیاسی طبقه کارگر و مبارزات این طبقه، نه فقط هیچ تحول انقلابی، بلکه حتا بهبود نسبی در اوضاع مصور نیست.

این واقعیت را مبارزات توده‌های مردم ایران در طی ده ماه گذشته با وضوح هرچه تمام‌تر نشان داده است. گرچه حضور پراکنده و خود به خودی کارگران در جنبش آزادی‌خواهانه‌ای که از خرداد ۸۸ آغاز گردید، قابل انکار نیست، اما آنچه که  اساسی‌ترین نقطه ضعف این جنبش تا به امروز بوده و مانع پیشروی آن شده است، همانا عدم حضور کارگران به عنوان یک نیروی مستقل قدرتمند برای برهم زدن توازن قوا به نفع انقلاب و تحقق خواست‌های توده‌های وسیع مردم ایران بوده است. نقش کارگران برای هرگونه تحولی در ایران چنان تعیین کننده و آشکار است که اکنون امثال موسوی هم ناگزیر‌اند به آن اعتراف کنند.

تا کنون کارگران در معادلات جریان موسوم به اصلاح‌طلب رژیم به طور کلی و موسوی به طور خاص، هیچ نقش و جایگاهی نداشتند. در دوره‌ای که آن‌ها تمام تلاش خود را در جریان انتخابات ریاست جمهوری برای پیروزی بر رقیب خود به کار گرفته بودند، حتا نامی از کارگران به میان نیآّوردند. از هر قشر و گروهی سخن به میان آوردند، مگر طبقه کارگر. کسی کارگران را مورد خطاب قرار نداد. کسی از مطالبات کارگران سخن نگفت، کسی سراغ کارگران نرفت و بیانیه‌ای در این ارتباط صادر نکرد.

دلیل آن‌هم پوشیده نبود. “اصلاح‌طلبان” که خود را پیگیر‌تر از جناح رقیب‌شان نماینده و مدافع منافع طبقه سرمایه‌دار حاکم بر ایران می‌دانند، اصلا مخالف کشیدن پای زحمتکشان به نزاع جناح‌ها از طریق مثلا دادن وعده‌های رفاهی و صحبت از فقیر و غنی بودند. آن‌ها هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و چیزی در این مورد نگفتند. البته کارگران هم نه نیازی به آن‌ها داشتند و نه به وعده‌های جناح ‌های رژیم، اعتمادی داشتند. چرا که در طول سه‌ دهه، به تجربه دریافته بودند که به هیچ گروه و جناح جمهوری اسلامی نباید اعتماد کنند و تمام آن‌ها به رغم هر ادعایی که داشته و دارند، جز تشدید استثمار، فقر، بیکاری و پایمال کردن ابتدائی‌ترین حق و حقوق کارگران، چیزی نصیب آن‌ها نکرده‌اند.

انتخابات به پایان رسید و “اصلاح‌طلبان” به آن‌چه که می‌خواستند دست نیافتند. تقلب در انتخابات، منجر به انفجار خشم انقلابی توده‌های مردم شد. جریان موسوم به اصلاح‌طلب، تلاش کرد که از جنبش اعتراضی توده‌ها در خدمت اهداف خود استفاده برد، اما چاره‌ای نداشت جز این که در برابر رادیکالیسم آن بایستد و آن را محکوم کند. یک جناح با سرکوب و کشتار به مقابله با این جنبش برخاست و جناح دیگر با تلاش برای محدود کردن آن به چارچوب جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر، و نه بیشتر. جنبش در دایره محدودی باقی ماند و توده‌های وسیع کارگر و زحمتکش را در بر نگرفت. لذا دامنه این جنبش زیر فشار از دو سو، مدام محدود‌تر شد. در طول این ده ماه، موسوی و کروبی بیاینه‌ها و مصاحبه‌های متعددی داشتند، اما هرگز بحثی از کارگران و نقش آن‌ها به میان نیامد. تازه وقتی که موسوی دریافت، ظرفیت جنبش به اصطلاح سبزی که او آن را طرفدار خود می‌داند به پایان رسیده است و جناح رقیب توازن قوا را به نفع خود برهم زده است، به یاد آورد که گویا در ایران “قشری” هم به نام کارگران وجود دارد که باید آن‌ها را به حساب آورد. از این رو‌ست که در جدید‌ترین اظهار نظراش پیرامون مسائل جامعه ایران در ملاقات با گروهی از اعضای “سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” خطاب به آن‌ها گفت: “باید راه‌هایی را پیدا کنیم که بتوانیم سازمان یافته‌تر از گذشته کارها را پیش ببریم. جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورد و مسائل آن‌ها را مطرح کند. کارگران، معلمان و… هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است.”

موسوی که در دوره رقابت انتخاباتی‌اش به کلی فراموش کرده بود که کارگران و معلمان “مسائلی” دارند و در طول ده ماه گذشته نیز حتا یک بار هم نامی از کارگر نبرد، اکنون به طرفداران خود رهنمود می‌دهد که به سوی کارگران بروند، مسائل آن‌ها را مطرح کنند و بگویند “هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است.”

موسوی خیلی ساده لوح است اگر تصور می‌کند، با این ادعاها می‌تواند بر کارگران و زحمتکشان تاثیر بگذارد. تجربه متجاوز از سه دهه حاکمیت ستم‌گرانه دارو دسته‌های مختلف جمهوری اسلامی به کارگران آموخته است که تمام آن‌ها سر و ته یک کیسه‌اند و دشمن سرسخت طبقه کارگر. اگر موسوی در ادامه اظهار نظر خود نمی‌افزود که “ما باید در جامعه از کارگران و کار آفرینان به طور توامان دفاع کنیم.” باز هم کارگران هیچ توهمی نمی‌داشتند که امثال موسوی مدافع سرمایه‌داران یا به ادعای وی “کار آفرینان” هستند. کارگران به خوبی می‌دانند که دره‌ای ژرف منافع کارگران و سرمایه‌داران را از یکدیگر جدا می‌سازد و کسی نمی‌تواند ادعا کند که توامان از کارگران و سرمایه‌داران دفاع می‌کند. یا باید از استثمارگر دفاع کرد یا استثمار شونده. این را حتا یک کارگر با کمترین آگاهی می‌داند. بنابر این وقتی که موسوی می‌گوید: “ما باید در جامعه از کارگران و کار آفرینان به طور توامان دفاع کنیم.” برای کارگران پوشیده نیست که منظور او دفاع از سرمایه‌داران در عمل است و حرف‌های پوچ و توخالی در دفاع از کارگران.

کارگران به موسوی خواهند گفت: ما را به لطف تو نیاز نیست. تو همان بهتر که مدافع “کار آفرینان” باقی بمانی و برای “اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی”  تلاش کنی، و ما هم به همراه توده‌های وسیع زحمتکش و آزادی‌خواه مردم ایران، راه خودمان را می‌رویم و به مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان و تحقق تمام مطالبات توده‌های مردم ایران ادامه می‌دهیم.

از سایت سازمان فدائیان -اقلیت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: