: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

جنجالی جدید بر سر “مکتب ایرانی” و “مکتب اسلامی”


در سراسر این هفته، بلوای جدیدی در درون باندهای حکومت اسلامی به راه افتاده بود. گروهی از نزدیک‌ترین حامیان احمدی‌نژاد به مخالفت و و رودررویی با رئیس دفتر وی برخاستند. ظاهراً نزاع بر سر ایران‌گرایی و اسلام‌گرایی بود. اما در واقعیت، کشمکش دیگری‌ست بر سر قدرت و جهت‌گیری سیاسی آن‌چه که اکنون در درون هیئت حاکمه می‌گذرد. بنابراین برخلاف ظاهرا قضیه، نزاعی شخصی با یک فرد خاص که مقامی در درون کابینه است، در میان نبود. این یک درگیری غیر مستقیم میان باند احمدی‌نژاد، با باند دیگری در درون قدرت حاکم بود. اگر جز این می‌بود، نمی‌توانست یک هفته تمام به جدالی تبدیل شود که اغلب سران و مقامات حکومت را درگیر آن کند.

اسفندیار رحیم مشائی در گردهمایی گروهی از ایرانیان خارج از کشور بر اولویت “مکتب ایرانی” در برابر “مکتب اسلامی” تأکید کرد و در توضیحات بعدی خود گفت: “از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.” این اظهارات گرچه به صراحت مکتب ایرانی و اسلامی را د ر برابر هم قرار می‌دهد، اما حرف جدیدی نبود. اکنون مدتی‌ست که احمدی‌نژاد بر ایرانی‌گری تأکید می‌کند و پیش از مشائی به زبانی پوشیده‌تر همین نظر را ابراز داشته بود. هدف او هم پوشیده نیست. وی برای رسیدن به اهداف خود از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند. او از این طریق می‌کوشد با جلب حمایت گروه‌های ناسیونالیست و توده مردمی که گرایشات ناسیونالیستی در درون آن‌ها وجود دارد، جبهه خود را در برابر تمام گروه‌های رقیب تقویت کند. مشائی، شاگرد احمدی‌نژاد است و در خدمت عوام‌فریبی سیاسی وی. همان گونه که احمدی‌نژاد می‌کوشد تمام فجایعی را که در ایران رخ داده و می‌دهد، به گروه‌های دیگر نسبت دهد و خود را حتا مخالف آن‌ها وانمود کند، مشائی نیز می‌کوشد با طرح “مکتب ایرانی” بر وحشی‌گری، شکست و رسوایی اسلام‌گرایی و حکومت اسلامی در ایران سرپوش بگذارد و توده‌های مردمی را که از حکومت اسلامی بیزاند، فریب دهد. از این‌روست که وی در استدلال‌های خود برای قرار دادن “مکتب ایران” به جای “مکتب اسلام” می‌گوید: آن‌چه که از اسلام به دنیا معرفی می‌شود، اسلامی تاریک و سیاه است. عمده تصاویر ارائه شده از اسلام در رسانه‌ها به خانه‌های خراب، فقر عمیق و لباس‌های سیاه و خاک‌آلود، صدها خبر از فقر و فلاکت در سرزمین‌های اسلامی، افرادی که از بریدن سر انسان لذت می‌برند، زنانی که شهروند درجه دوم‌اند و از حقوق یکسانی با مردان برخوردار نیستند، اختصاص دارد.

گویا که امثال احمدی‌نژاد و مشائی از این صحنه‌های فجیع بیزارند، با آن‌ها مخالفند و حالا می‌خواهند با قرار دادن “مکتب ایرانی – اسلامی” به جای “مکتب اسلامی – ایرانی” اوضاع را دگرگون کنند. اما هدف این عوام‌فریبی نیز چیزی جز تلاش احمدی‌نژاد برای نجات جمهوری اسلامی نیست. شیوه‌هایی که او برای رسیدن به این هدف در پیش گرفته است، بر سر هر مسئله‌ای می‌تواند به اختلافات و شکاف‌های جدیدی در درون باندهای حاکم بیانجامد و با منافع متحدین خود وی در تضاد قرار گیرد. از همین جاست که بحث “مکتب ایرانی”ی مشاور و رئیس دفتر احمدی‌نژاد، با واکنش شدیدی از سوی برخی حامیان و متدین وی روبرو می‌گردد. سران دستگاه روحانیت حامی وی از نمونه‌ی احمد خاتمی، مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی، از این که گویا “مکتب ایران” می‌خواهد جایگزین “مکتب اسلام” شود برآشفته شدند. مصباح، رئیس دفتر احمدی‌نژاد را غیر خودی خواند و تهدید کرد که “اول تذکر می‌دهیم و سپس بر او چوب خواهیم زد.” یزدی گفت: که مشائی اظهارنظرهای غلط و بی‌جا کرده است. وی از احمدی‌نژاد خواست که تکلیف او را روشن کند و دیگر اجازه حرف زدن به وی ندهد. اما شدیدترین حمله از سوی فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، بود که او را خدمتگزار “سیاست اَبَرسرمایه‌داری” و مجرم نامید و افزود: “این قبیل اظهارات را انحراف و جرم علیه امنتی ملی و حمله به ارکان نظام می‌دانیم.” وی از وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی خواست به جرایم وی رسیدگی کنند، و خطاب به احمدی‌نژاد گفت: “من به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح این‌ها را حمله به ارکان نظام می‌دانم. امیدوارم که آقای رئیس جمهور جلو این کار را بگیرد و این قضیه در همان‌جا حل شود.”

اما از واکنش مشائی که در سراسر این هفته در هر مناسبتی حضور علنی یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت و چندین مصاحبه داشت، روشن بود که قراری نیست بر سر این مسئله عقب‌نشینی صورت بگیرد. وی مخالفن خود را “باندهای قدرت و ثروت و عناصر عوام‌فریب” نامید و افزود: اسلام ناب محمدی همان چیزی‌ست که او می‌گوید. در عین حال وی گفت: رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را به دادگاه خواهد کشید. سرانجام هم احمدی‌نژاد مستقیماً وارد معرکه شد و نه فقط از مشائی دفاع نمود، بلکه به همه آن‌هایی که به مخالفت با رئیس دفتر و مشاور وی برخاسته بودند، اعلام کرد که طرف حساب شما من هستم و آن‌چه که مشائی گفته است، دیدگاه من است. احمدی‌نژاد، روز چهارشنبه در حاشیه‌ی جلسه دولت در پاسخ خبرنگاران پیرامون موضع وی درباره‌ی “مکتب ایرانی” و مشائی گفت: “آقای مشائی، رئیس دفتر رئیس جمهور هستند و به ایشان اعتماد کامل دارم. عده‌ای که اصرار دارند، ملت ایران در دوره قبل از اسلام، ملتی بی‌فرهنگ بوده است، آماده و منتظر فرصت و بهانه‌ای هستند که دولت را مورد حمله و هجمه قرار دهند. من هم گفته‌ام، ایران یک مکتب است و بسیاری در دنیا ایران را پرچمدار ایجاد تمدن آینده بشر می‌دانند.”

احمدی‌نژاد، با این موضع‌گیری تکلیف را یک‌سره کرد. اکنون گروه‌هایی که طرف حساب خود را مشائی قرار داده بودند، چاره‌ای جز این ندارند که یا بر سر مسایل مورد اختلاف کوتاه بیایند و یا مستقیماً با احمدی‌نژاد درگیر شوند. وقتی که رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اظهارات مشائی را اقدام علیه نظام می‌داند و او را مجرمی که سیاست بیگانگان را پیش می‌برد و یا مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی غیر خودی و نفوذی می‌دانند که باید تکلیف‌اش روشن شود، اما احمدی‌نژاد می‌گوید: آن‌چه که او می‌گوید، من نیز گفته‌ام و او مورد اعتماد من است، راه گریزی باقی نمانده است. اختلاف جدیدی در میان باندهای درونی هیئت حاکمه پدیدار شده است که همانا آشکار شدن‌اش، نشانه تشدید این اختلاف و عمیق‌تر شدن شکاف در درون حامیان و متحدین احمدی‌نژاد است. با این شکاف، پایه‌های پوسیده رژیم بیش از پیش متزلزل خواهد شد.

http://71.18.179.33/?p=19150

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: