: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

خامنه‌ای بیهوده پنداربافی می‌کند. اختلافات سلیقه‌ای نیست

بحرانِ درونی هیئت حاکمه پیوسته ژرف‌تر می‌شود و اختلافات ابعاد جدیدتری به خود می‌گیرد. نزاع و کشمکش‌های باندهای حکومت اسلامی در سراسر این هفته نیز با حدت و شدت ادامه یافت. این نزاع اکنون به نقطه‌ای رسیده است که دیگر مداخله‌ی خامنه‌ای نیز برای آرام کردن جدال درونی کارساز نیست. سخنرانی وی در روز چهارشنبه‌ی این هفته، در جمع سران و مقامات سه قوه، گویای همین واقعیت بود. او می‌پذیرد که این اختلافات لاینحل‌اند، اما از مقامات دولتی می‌خواهد که آن را به شکاف‌های ترمیم‌ناپذیر تبدیل نکنند. خامنه‌ای گفت: “دشمن از اختلافات کوچک، یک مسئله بزرگ می‌خواهد بسازد. نباید بگذارید. اینجور نیست که هر اختلافی بین دو مسئول یا بین دو دستگاه، فاجعه‌ای باشد، نه. بالاخره ممکن است مجلس در یک زمینه‌ای جهت‌گیری داشته باشد، دولت جهت‌گیری دیگری داشته باشد، عقایدشان، سلایق‌شان مختلف باشد. اینها فاجعه نیست. اما این اختلافات را تبدیل کردن به شکاف‌های غیر قابل پر شدن و زخم‌های غیر قابل علاج، خطای بسیار بزرگی است.”

خامنه‌ای ناگزیر است نزاع و درگیری درونی باندهای درونی رژیم‌اش را بپذیرد، چرا که دیگر آن‌قدر آشکار و علنی هستند که نمی‌تواند بر آن‌ها سرپوش بگذارد. اما به رغم این که تمام اقدامات و نصایح‌اش برای غلبه بر این اختلافات و بحران درونی حکومت با شکست روبرو شده است، چاره‌ای ندارد جز این که بروز اختلافات و شکاف‌های بزرگ را ساخته و پرداخته‌ی دشمن معرفی کند تا زوال و گندیدگی درونی جمهوری اسلامی را که نمود آشکار آن بحران‌های متعدد است، انکار کند.

اختلافی که خامنه‌ای به آن اشاره می‌کند، صرفاً “اختلافی بین دو مسئول یا بین دو دستگاه” نیست. اختلاف “سلایق” نیست. اختلافات عمیق میان تمام ارگان‌ها و نهادهای جمهوری اسلامی، اختلافات عمیق در درون هر یک از آن‌ها، اختلافات عمیق میان نه فقط جناح‌های رژیم، بلکه میان گروه‌ها و باندهای متعدد آن‌هاست. اگر تمام این اختلافات مدام عمیق‌تر و تضادهای درونی پیوسته تشدید شده‌اند و بحران درونی حکومت را به مرحله کنونی آن رسانده‌اند، از آن‌روست که جمهوری اسلامی با ورشکستگی سیاسی روبرو شده است. تمام سیاست‌های این رژیم در طول سه دهه گذشته با شکست روبرو شده است. نارضایتی توده‌های مردم ایران از وضع موجود به نهایت خود رسیده است. این مردم، دیگر نمی‌خواهند وضع موجود را تحمل کنند. این نارضایتی و اعتراض عمومی به یک بحران سیاسی انجامیده است. نزاع درونی لاینحل طبقه حاکم مقدم بر هر چیز انعکاسی از این بحران سیاسی‌ست. هر جناح، گروه و دسته‌ای از نمایندگان سیاسی طبقه حاکم می‌خواهد به شیوه خودش بر این بحران غلبه کند. اما این شیوه‌ها پاسخ نمی‌دهند، نتایج معکوس به بار می‌آورند. نتیجتاً تضادهای درونی تشدید می‌شوند و اختلافات ابعاد وسیع‌تری به خود می‌گیرند. در این نزاع و کشمکش، هر جناح و گروه از زاویه منافع اقتصادی و سیاسی خود حرکت می‌کند. منافع اقتصادی و سیاسی گروه‌های رقیب را به خطر می‌اندازد، لذا به ناگزیر، تضادها و اختلافات باز هم تشدید می‌شوند. خامنه‌ای بیهوده می‌کوشد، دستی نامرئی را علت تشدید اختلافات درونی طبقه حاکم معرفی کند، ریشه و اساس مسئله در بحران ورشکستگی سیاسی جمهوری اسلامی نهفته است. درگیری‌هایی که در همین هفته میان باندهای درونی جمهوری اسلامی در جریان بود، مهر ابطال دیگری بر اظهار نظرهای خامنه‌ای بود. گروهی از رقبای احمدی‌نژاد به سرکردگی مطهری و توکلی در تدارک به زیر کشیدن احمدی‌نژاد از قدرت با ابزار سؤال و استیضاح در مجلس بودند و وعده دادند که به زودی آن را عملی خواهند کرد. مطهری گفت: “مجلس در برابر قانون‌شکنی و بی‌حرمتی به قانون واکنش نشان می‌دهد. عده‌ای از نمایندگان در حال انجام مراحل مقدماتی طرح سؤال از رئیس جمهور هستند تا کار به نتیجه برسد و رئیس جمهور با حضور در صحن مجلس به ابهامات و سؤالات نمایندگان در خصوص عدم اجرای قانون و مسایل دیگر که مد نظر نمایندگان است، پاسخ دهد.” این اظهار نظر نه ناشی از اقتدار مجلس و گروه‌های رقیب احمدی‌نژاد، بلکه فقط بازتاب اختلافاتی‌ست که لاینحل هستند. والا این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که حتا اگر یک سوم نمایندگان گروه‌های رقیب، جرأت امضای طرح سؤال را به خود بدهند، نخست باید اجازه آن را از خامنه‌ای بگیرند. چون این مجلس رژیم استبدادی هیچ‌گاه اقتداری از خودش نداشته و نخواهد داشت. بعید هم به نظر می‌رسد که خامنه‌ای چنین اجازه‌ای به آن‌ها بدهد. اما فرضاً اگر چنین کاری نیز بتواند عملی شود و احمدی‌نژاد هم به مجلس برود، نه فقط اختلافی را حل نخواهد کرد، بلکه اختلافات را به شکل بی‌سابقه‌ای تشدید خواهد کرد. از هم اکنون که هنوز چیزی پیش نیامده است، طرفداران احمدی‌نژاد در این هفته خواستار محاکمه مطهری و توکلی به اتهام توهین به احمدی‌نژاد شدند.

خبرگزاری رسمی دولتی در این هفته مصاحبه‌های متعددی از گروه طرفداران احمدی‌نژاد در مجلس انتشار داد که آن‌ها از دستگاه قضایی رژیم خواستند که هر چه سریع‌تر این دو نفر را به پای میز محاکمه بکشاند. دستگاه قضایی رژیم نیز که خود درگیر اختلافات با دستگاه اجرایی‌ست کم‌ترین پاسخی به آن‌ها نداد. دقیقاً به همان شکلی رفتار کرد که احمدی‌نژاد در قبال درخواست‌ گروهی از روحانیون مجلس و نامه‌های دیگر به اصطلاح نمایندگان برای تذکر به مشائی رفتار کرده بود. مهم‌تر این که مشائی در این هفته بار دیگر به بهانه سالروز مشروطیت سخنرانی کرد و با تمسخر سران دستگاه روحانیت و همه گروه‌های رقیب که خواهان ممنوعیت سخنرانی و تکرار مواضع وی شده بودند، و حتا رئیس کل ستاد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خواهان دستگیری و محاکمه وی شده بود، گفت: “به من گفته‌اند که حرف نزنم، هر چند که احترام آن‌ها واجب است، اما دیدم که واجب‌تر است که حرف بزنم.” او غلیظ‌‌تر از گذشته بر سر مواضع خود تأکید کرد و نتیجه گرفت، به جز این مواضع “به جایی می‌رسیم که نه از ایران چیزی باقی می‌ماند و نه از اسلام.” این نشان می‌دهد که قراری نیست اختلافات حل شوند، بلکه بالعکس برخلاف تمایل خامنه‌ای هم اکنون “به شکاف‌های غیر قابل پر شدن و زخم‌های غیر قابل علاج” تبدیل شده‌اند. در عین حال بازتاب این واقعیت نیز هست که اکنون دار و دسته احمدی‌نژاد از چنان قدرتی در درون جمهوری اسلامی برخوردار شده‌اند که به سادگی کسی نمی‌تواند حریف‌شان شود. نتیجتاً آن‌چه که در پیش روی جمهوری اسلامی قرار دارد، تشدید تضادها و عمیق‌تر شدن بحران درونی حکومت است. این وضع البته نمی‌تواند به مدتی طولانی دوام آورد. بالاخره یا توده‌های مردم ایران، کار را یکسره می‌کنند و خود قدرت را به دست می‌گیرند، یا یکی از دسته‌بندی‌های درونی رژیم با دسته‌بندی‌های دیگر تسویه حساب قطعی خواهد کرد و تمام قدرت را در دست خود متمرکز خواهد ساخت. اما اگر تمام قدرت در دست یک گروه نیز متمرکز گردد، از آن‌جایی که با ساخت و بافت جمهوری اسلامی، نمی‌توان راه حلی برای بحران‌های متعدد موجود پیدا کرد، ماجرا یک بار دیگر از نو تکرار می‌شود. ریشه فساد در خودِ جمهوری اسلامی‌ست.
http://71.18.179.33/?p=19530

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: