: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

مجلس ارتجاع اسلامی، چیزی فراتر از رسوایی

رسوایی مجلس ارتجاع اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست. همه می‌دانند که نمایندگان این مجلس، دست‌چین شده و در حقیقت انتصابی نظام استبدادی جمهوری اسلامی‌اند. همه می‌دانند که این مجلس بی اختیار، گوش به فرمان دیکتاتور اعظم، ولی فقیه است و نمایندگان، نقش نوکر و چاکر او را بر عهده دارند. این هم پوشیده نیست که دیگر حتا قوه مجریه و در رأس آن احمدی‌نژاد، نقش صوری مجلس را نمی‌پذیرد و پشیزی ارزش برای مصوبات آن قائل نیست. این مجلس، اکنون با چیزی فراتر از رسوایی روبروست. چرا که به اصطلاح نمایندگان آن حتا از حرف زدن هم بیم دارند و می‌ترسیند که روزی‌شان یک‌سره قطع شود و به کلی از هستی ساقط شوند.

اگر شک و تردید دارید، یک دقیقه با دقت به سخنان یکی از نمایندگان در این هفته گوش کنید. علی مطهری که گویا نماینده‌ی تهران است و رژیم به خاطر خدمات پدرش به جمهوری اسلامی، پرحرفی‌های او را استثنائاً تحمل می‌کند به اظهار نظر در مورد ترس و هراس مجلس از احمدی‌نژاد پرداخت و گفت: “مشکل اصلی مجلس هستم نداشتن روحیه و داشتن ترس است. اگر نماینده‌ای در راستای وظیفه‌ی قانونی خود دست به برخورد جدی با دولت بزند بلافاصله از طرف استاندار و فرماندار حوزه‌ی انتخابیه تحت فشار قرار می‌یرد و بودجه برخی پروژه‌های عمرانی که او قول آن‌ها را به مردم خود داده است، قطع می‌شود و حتا گاهی دفتر کار او در حوزه انتخابیه‌اش مورد حمله قرار می‌گیرد… در جریان جمع‌آوری امضا برای سؤال از رئیس جمهور بسیاری از آن‌ها می‌گویند ما این کار را قبول داریم و پشتیبان شما هستیم اما امضا نمی‌کنیم، چون ما را از زندگی ساقط می‌کنند.” حالا روشن شد که مجلس ارتجاع فقط یک ارگان متشکل از گروهی افرادِ دست‌چین شده از میان مرتجعین در خدمت نظام ارتجاعی – استبدادی جمهوری اسلامی و فرمان‌بردار اوامر دیکتاتور اعظم نیست. این، رسوایی مشترک تمام به اصطلاح مجالس رژیم‌های اسبتدادی و دیکتاتوری‌های عریان است. مجلس ارتجاع اسلامی چیزی فراتر از این رسوایی است. این مجلس از احمدی‌نژاد هم که ظاهراً باید تابع مجلس و مصوبات آن باشد، می‌ترسد. نمایندگان آن از استانداران و فرمانداران هم وحشت دارند. در هراس‌اند که اگر کلامی بر خلاف نظر آن‌ها بگویند، یا گامی خلاف میل و اراده آن‌ها بردارند، دفتر کارشان مورد حمله قرار گیرد. آن‌ها جرأت مخالفت با رئیس جمهور مورد تأیید رهبرشان را ندارند، چون می‌ترسند “از زندگی ساقط” شوند.

تاکنون این واقعیت به قدر کافی آشکار شده است که جمهوری اسلامی به مرحله‌ای از بحران و فروپاشی رسیده است که راه دیگری جز تمرکز تمام قوا در دست قوه اجرایی و شخص احمدی‌نژاد ندارد و مجلس رژیم هم الزاماً باید تابع قوه اجرایی باشد. این مسئله هم اکنون به واقعیت پیوسته است. حالا از زبان خودِ نمایندگان این مجلس می‌شنویم که مجلس به تبعیت از استانداران و فرمانداران هم درآمده است. یک رژیم استبدادی در حال فروپاشی جز این هم نمی‌تواند باشد. یک لحظه فکر کنید و ببینید که ما مردم ایران به چه وضعیت شوم و اسف‌باری گرفتار شده‌ایم!

رژیم سیاسی حاکم بر مردم ایران، رژیم عهد عتیق و قرون وسطاست. در رأس هرم سیاسی کشور، آخوندِ مرتجعی با پوسیده‌ترین افکار مذهبی قرون وسطایی قرار گرفته است. رئیس جمهور کشور به اصطلاح باستانی ایران با جمعیت ۷۰ میلیونی‌اش، یک شارلاتان سیاسی‌ست که شب و روز هاله‌ای از خرافات به گرد سرش در گردش است. این هم از مجلس‌اش و تکلیف بقیه ارگان‌ها و نهادها هم از روز هم روشن‌تر. یک چنین کشوری فقط با انقلابی که همه چیز را از بیخ و بن دگرگون کند، می‌تواند از این گذشته ننگین نجات یابد.

برگرفته از سایت سازمان فدائیان(اقلیت)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: