: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

بایگانی دسته‌ها: خبری – یادداشتهای انقلاب

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران خواستار آزادی بهنام ابراهیم زاده شد

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی فعالین کارگری عموما و بهنام ابراهیم زاده خصوصا، شد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بهنام ابراهیم زاده را آزاد کنید!
منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رضا شهابی و فعالان کارگری زندانی را آزاد کنید!
تمامی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!

براساس گزارش های رسیده «بهنام ابراهیم زاده» فعال کارگری در اعتراض به بازداشت و وضعیت غیر انسانی خود در زندان، از تاریخ ۷ مهرماه با وجود وضعیت نامناسب جسمانی دست به اعتصاب غذا زده است.
دستگاه قضایی «جمهوری اسلامی» برای آزادی موقت بهنام ابراهیم زاده از زندان قرار وثیقه ای به مقدار یکصد میلیون تومان صادر کرده که موجب اعتراض او و خانواده اش قرار گرفته است. بهنام ابراهیم زاده در هنگام بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه قفسه سینه و پا دچار آسیب دیدگی شدید شده است.
بهنام ابراهیم زاده از روز ۲۲ خردادماه توسط ماموران امنیتی رژیم ایران بازداشت گردیده و در حال حاضر در بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی است.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۲ اکتبر ۲۰۱۰

منبع : هرانا

Advertisements

جای کارگران در زندان نیست


جای کارگران در زندان نیست
کارگران، تشکل‌های کارگری و نهادهای مدافع حقوق بشر داخلی و بین‌المللی!

در روزها و هفته‌های اخیر دور تازه ای از احضار، بازداشت و زندانی کردن کارگران، رهبران و فعالین کارگری شدت یافته است. در این رابطه می توان از دستگیری سعید ترابیان و رضا شهابی، دو تن از اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تهران و افزایش فشار بر منصور اسالو و ابراهیم مددی در زندان، نام برد. این در حالی است که خانواده رضا شهابی هنوز از سرنوشت و اتهامی که بر او وارد شده، اطلاعی ندارند.

علاوه بر این محاکمه دو فعال کارگری، وفا قادری و صدیق سبحانی در دادگاه شهر سنندج انجام گرفت و جمعی دیگر از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری شهر اشنویه به اسامی فتاح سلیمانی، عیسی ابراهیم زاده، عباس هاشم پور، حسین پیروتی، رحمان ابراهیم زاده، صمد احد پور و رحمان تنها در دادگاه انقلاب شهر ارومیه محاکمه شدند و آنها دفاعیات خود را ارائه دادند. در حالی این محاکمه‌ها صورت گرفت که پیش از این، خسرو بوکانی از فعالین کارگری شهر نقده به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود. هم چنین کاوه گل محمدی از فعالین کارگری شهر کامیاران برای گذراندن دوره حبس، به زندان سنندج انتقال یافت.

در شرایطی بازداشت و محاکمه کارگران تداوم می‌یابد که طبقه کارگر از نظر شرایط کار و زیست هم چنان در شرایط نامساعدی بسر می‌برد. از یک سو تعطیلی مراکز کار و بیکارسازی‌ها و به تعویق افتادن همان حقوق ۳۰۳ هزار تومانی و از سوی دیگر در اختیار داشتن ابزارهای قانونی و فراقانونی توسط سرمایه‌داران در برابر اعتراض‌های کارگری، آنها را با مشکلات معیشتی فراوانی روبرو کرده است.

در چنین وضعیتی کارگران برای دفاع از مطالبات و حقوق پایمال شده‌ی خود چه راهی جز اتکا داشتن به نیروی خود دارند؟ کارگران و فعالین دربند و محاکمه شده، چه جرمی جز دفاع از دوستان هم طبقه ای خود مرتکب شده‌اند؟ آنها به دلیل تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری که بتواند در هر شرایطی نماینده و مدافع آنها باشد، بازداشت شده‌اند. جای کارگران و نمایندگان و فعالین کارگری در زندان نیست، بلکه آنها باید در کنار همکاران و هم طبقه‌ای‌های خود، در صف مبارزه برای داشتن یک زندگی انسانی قرار بگیرند.

ما از همه ی کارگران، تشکل‌های کارگری و نهادهای حقوق بشر داخلی و بین‌المللی می‌خواهیم که نسبت به سرنوشت کارگران زندانی بی تفاوت نباشند واز هر طریق ممکن به ادامه احضار، محاکمه و بازداشت آنها، اعتراض کرده و خواستار آزادی همه کارگران زندانی در ایران شوند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۱۸ مرداد ۱۳۸۹

تجمع دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت سالگرد حمله به کوی دانشگاه

روز دوشنبه ۲۴ خرداد، دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت سالگرد حمله به کوی دانشگاه تجمع اعتراضی مقابل دانشکده فنی برپا کردند.
در این تجمع دانشجویان عکس‌های جان‌باختگان و صحنه‌هایی از حمله مزدوران رژیم به کوی را در دست داشته و شعار می‌دادند. به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر، جمعیت دانشجویان معترض در جلوی دانشکده فنی به بیش از ۵۰۰ نفر رسیده و شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ برخامنه‌ای” را سر می‌دادند.

نیروهای بسیج و حراست دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در ساعت ۳۰ : ۱۵، تعدادی دیگر از دانشجویان از سمت کوی د انشگاه، درب سمت امیر آباد سعی داشتند وارد دانشگاه شده و به دانشجویان معترض بپیوندند اما ماموران درب را بسته  و جلوی ورود آن‌ها را گرفتند و دانشجویان بالاجبار درهمان محل تجمع کردند.

شمار اعدام‌هاى اعلام شده در اردیبهشت ماه به ۱۹ تن رسید

حکومت دیکتاتوری به منظور تشدید فضاى رعب و وحشت وجلوگیری از اعتراضات مردمی روز پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت یک زندانى بهنام ع. الف را در ملأعام در شهر اهواز به دار آویخت و از اعدام زندانى دیگرى بهنام ص. ر در هفته آینده خبر دادند.

در روز ۲۸ اردیبهشت، دو زندانى دیگر به نام‌هاى عزیزالله، ۳۵ ساله و مرتضى در زندان مرکزى اصفهان به دار آویخته شدند. به این ترتیب شمار اعدام‌هاى اعلام شده در اردیبهشت ماه به ۱۹تن رسید.

http://www.daftarha.com/?p=5447

بیانیه معلمان کامیاران به مناسبت اعدام فرزاد کمانگر

معلمان کامیاران با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز تاسف از اعدام فرزاد کمانگر، برای شرکت در اعتصاب پنج شنبه، ۲۳ اردیبهشت ماه اعلام آمادگی نمودند.

به نام جانباختگان راه آزادی

مردم آزادیخواه و معلمان راستین درسراسر ایران و کردستان

ما معلمان کامیاران در نهایت افتخاربه همکار بودن با معلمی انسان دوست و آزاداندیش و راستین همچون ((شهید فرزاد کمانگر)) ضمن اعلام انزجار و نفرت از اعدام بی گناهانه این معلم شهید از صمیم قلب به خانواده ی ایشان و جامعه فرهنگیان سراسر ایران بخصوص کردستان تسلیت عرض نموده و خود راصاحب عزای این معلم شهید می دانیم. ما معلمان کامیاران هیچ گاه تلاش ها و زحمات اثرگذار این همکار شهید خود را فراموش نخواهیم نمود. و یاد وخاطره او در قلب هایمان جای داشته و خواهد داشت. و آرمانهای انسان دوستانه و عاشقانه این شهید سرلوحه ی کار و پیشه ی مان خواهد بود. ما هرگز شیوه ی معلم بودن او را فراموش نخواهیم نمود و هر روز و هرسال به دانش آموزان مان ازعشق وی به انسان و انسانیت و گذشت و فداکاری و تحمل رنج و مرارت بسیار وی برای آزادی خواهیم گفت.

خواهیم گفت: که در دورافتاده ترین روستاها با چه انگیزه ای به محروم ترین دانش آموزان این مرز و بوم درس ایثار و از خود گذشتگی میداد و چگونه در چندین روستا برای دانش آموزان و جوانان کتابخانه تاسیس نمود. و خواهیم نوشت روی تخته ی کلاس هایمان که فرزاد حقوق ناچیزش را به دانش آموزان بی بضاعت می داد که بی کفش و بی دفتر نباشند. فریاد خواهیم زد که فرزاد با چه خون دلی سعی در راه اندازی انجمن صنفی معلمان کامیاران نمود. و باچه همتی نشریه ی ماندگار ((رویان )) را به راه انداخت و هرگزحسادت و طعنه باعث نشد از تاسیس انجمن سبز ((آسک)) دلسرد شود. آیا ما معلمان می‌توانیم قرائت آتشین بیانیه اولین تحصن معلمان کامیاران را توسط این شهید از یاد ببریم. آیا معلمان کامیاران افشاگری‌های صریح و صادقانه ی فرزاد را در مورد تعاونی مسکن و فروشگاه فرهنگیان و ده‌ها کار تاثیرگذار و ماندگار را از یاد خواهند برد؟

آیا دانش آموزان فرزاد که به همت وی خواندن و نوشتن به زبان مادری را آموختند او را می توانند فراموش کنند؟

فرزاد تا زمانی که در میان ما بود یکپارچه شور وعشق و حماسه ساز بود برای مردم و معلمان کامیاران که تاریک اندیشان به خیال خویش با زندانی نمودن وی معلمان کامیاران دیگرصدایی نخواهند داشت. اماغافل از این که فرزاد در زندان به صدای معلمان و تمامی انسانهای آزادیخواه ایران و جهان تبدیل می شود. و با خلق نامه های ماندگارخویش خود و معلمان کامیاران را جهانی می نماید. ما معلمان کامیاران به پاس قدردانی از این معلم شهید روز ۱۹ اردیبهشت را به نام روز معلم نامگذاری می نماییم. همچنین یکدل و یک صدا از تمامی معلمان ایران و کردستان میخواهیم که همگام با سایر اقشار مختلف جامعه کلاس های خود را در روز پنج شنبه ۲۳/۲/ ۸۹ تعطیل نموده و به اعتصاب سراسری بپیوندند.
زنده باد یاد و خاطره معلم شهید فرزاد کمانگر و شهیدان ” شیرین علم هولی-علی حیدریان- فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان”

۲۱ / ۲ / ۸۹

معلمان کامیاران

بیانیه رسمی شماره ۲ شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال ۸۹

(شنبه – یازده اردیبهشت- تهران – ساعت ۵ عصر، مقابل وزارت کار)

روز جهانی کارگر، حلقه مفقوده‌ی مبارزات

کارگران و مردم مبارز و آزادیخواه!

از دورجدید اعتراضات مردم ایران علیه ستمگری، نابرابری، دیکتاتوری، سرکوب، فقر، فساد، جهل، کشتار، حبس، تبعید و اقدامات ضد انسانی حاکمیت سرمایه‌داری در ایران، حدود یازده ماه می‌گذرد. مبارزاتی که بهانه ی اعتراض به نتایج انتخابات،‌ آغازگاه زمانی آن بود ولی ریشه در عمر حاکمیت موجود ایران داشت. حاکمیتی که از ابتدای فرمانفرمایی خود با سرکوب آزادی‌ها و مطالبات اقتصادی- سیاسی عموم مردم و کارگران و نیروهای کارگری و سوسیالیست و سایر نیروهای مبارز آغاز کرد و بر بنیاد این سرکوب ها به غارت حاصل دسترنج مردم و کسب سود و به بند کشیدن آزادی های بدست آمده از مبارزات منتهی به قیام ۵۷ پرداخت.

اعتراض به نتایج انتخابات به زودی در میان بسیاری از معترضین تبدیل به نفی کلیت نظام و پیدایش زمینه ای برای نقد و بازنگری و دقت در هردو جناح درون حکومت شد. بسیاری به درستی  و به سرعت در فضای ایجاد شده علیه دیکتاتوری، حکومت دینی، فقر و نابرابری و شرایط غیر انسانی تحمیل شده بر مردم شعار دادند. اصلاح طلبان حکومتی، سراسیمه این اقدامات را ” ساختار شکنانه ” خواندند و خواستار بازگشت به قانون اساسی و اندیشه های ” امام ” شدند. اما واقعیت این است که منافع و مطالبات اکثریت مردم از خواسته ها و موجودیت اصلاح طلبان و نیز رقیب آنان در جناح اصولگرا، جداست و حتی در مقابل آن قرار دارد.

درس های اتفاقات ِ نه تنها یک ساله ی اخیر بلکه سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی و تجارب قیام ۵۷، باید برای همیشه به ما بیاموزد که مطالبات اقتصادی – اجتماعی – سیاسی ما با توهم به این یا آن جناح سرمایه داری – چه ازنوع اسلامی و برآمده از حوزه های علمیه و چه بیرون آمده از مکاتب اقتصادی نولیبرالی آمریکا و غرب – بدست نمی آید.

ما نمی توانیم و نباید چشم به فرود هیچ هواپیمایی و فرود اختاپوس گونه‌ی هیچ رهبری با هر لباس و شعار و فریب و ادعایی باشیم. نگاه ما باید به سازماندهی از پایین و توسط خود مردم و بر اساس مطابات اقتصادی – سیاسی– اجتماعی خودمان باشد. این است درس بزرگی که باید از تجارب گذشته و حالمان پیش روی خود قرار دهیم!

روز جهانی کارگر و پیام نهفته درآن کلید حل معمای ماست.

اکثریت مردم جامعه، ‌مزدبگیران و حقوق بگیران و فروشندگان نیروی کار –  کارگران- هستند و هم اینان هستند که – چه با کار فکری و چه کار بدنی و یدی –  تولید کنندگان تمامی ثروت‌های مادی  و معنوی جامعه‌اند. کدام دموکراسی عالی و کامل تر از این خواهد بود که اکثریتی که همه نعمات مادی و معنوی را تولید می کنند، قدرت راهبری جامعه را در دست داشته باشند؟

سرمایه‌ی سرمایه‌داران از دل هیچ غار ِ معجزه‌ای بیرون نزده است. بدون نیروی کار، هیچ سرمایه ای به سرمایه افزوده نمی‌شود و حیات و هستی جامعه در سرمایه داری و دولت‌های سرمایه داری – چه اسلامی و چه لیبرالی و چه پادشاهی- در این است که بتوانند این نظام سیاسی- اقتصادی مسلط بر جامعه را با چنگ و دندان حفظ کند تا مبادا، بنیاد این مناسبات استثمارگرانه در هم بریزد. کارکرد تمام نیروهای پلیسی و امنیتی و قضایی و جنگ افروزی‌ها، همه و همه برای حفظ نظام سرمایه‌داری و بهره کشی حاصل از آن و جلوگیری از اتحاد و سازمان‌یابی طبقه کارگر است.

چنانچه اقشار و اصناف مختلف کارگری – چه فکری و چه یدی – آگاهانه و متحدانه تشکل‌های مستقل طبقاتی خود را ایجاد کنند و در پیوند و هماهنگی با یکدیگر در جامعه – و در سطح جهان –  برای کسب مطالبات دموکراتیک، آزادی خواهانه و مطالبات اقتصادی وسیاسی خود با یکدیگر متحد شوند، اساس مناسبات استثمارگرانه‌ی سرمایه‌داری متلاشی خواهد شد؛ و از سوی دیگر اکثریت افراد جامعه، همزمان با رسیدن به خواسته‌ها و حقوق اقتصادی و سیاسی خود موفق به ایجاد دموکراسی راستین – حاکمیت اکثریت – شده اند.

آری! روز جهانی کارگر، و درس‌هایی که طبقه کارگر با خون خود به یادگار گذاشته است، یگانه راه نجات جامعه را به ما نشان می‌دهد.

اعتراضات مردمی علیه سرکوب،‌ نابرابری، فقر و ستمگری باید به قدرت گیری خود مردم منتهی شود. تنها با ایجاد تشکل‌های مستقل طبقاتی است که حاصل رنج‌ها و مبارزات مردمی منجر به قدرت گیری جناحی دیگر با رنگ و لعابی دیگر از سرمایه‌داری نمی‌شود. تنها ضامن ایجاد و تثبیت دموکراسی و آزادی، قدرت و عرض اندام تشکل های مستقل در اصناف و اقشار مختلف است، قدرتی سراسری، متحدانه و سیلاب وار که هر گونه دست اندازی و تجاوز به مطالبات مردمی را پاسخی درخور دهد.

کارگران ِ کارخانه‌ها، کارگران خدماتی، مزدبگیران شرکت ها و سازمان ها، پرستاران، معلمان،‌ دانشجویان باید هر چه زودتر دست به ایجاد تشکل‌های مستقل کاری و عموم مردم اقدام به ایجاد شوراهای محله‌ای خود بکنند؛ قدرتی که در اتحاد این تشکل هاست تیری است که همزمان دو نشانه را هدف گیری می‌کند: ۱ – حاکمیت استثمارگرانه و ظالمانه حاضر را برمی اندازد و ۲- اجازه قدرت گیری کلاهبردارانه حاکمیتی دیگر را نمی‌دهد و بلکه قدرت سازمان یافته ی مردمی را به عرصه حاکمیت اجتماعی مسلط خواهد کرد.

روز جهانی کارگر در خود  در بردارنده ی تمام این درس‌ها و راه حل‌هاست و سالیان سال است که کارگران با بلند کردن پرچم سرخ خود و با جوش و خروشی در گستره‌ی اکثریت مردم کره زمین، معنای بلند  این کلید معما را به بانگ بلند فریاد می‌کشند.

روز جهانی کارگر در سال ۸۹ همزمان شده است با خروش عمومی مردم علیه ظلم و سرکوب و دیکتاتوری. سال ۸۹ آبستن بزرگترین اعتراضات و اعتصابات مردمی و کارگری نیز خواهد بود. حذف سوبسیدها (طرح هدفمند کردن یارانه‌ها)، حذف حداقل توانایی‌های اقتصادی و معیشتی اکثریت مردم است. و درآمد حاصل از حذف یارانه‌ها، برای تحکیم قلدری‌ها و نظامی‌گری‌های حاکمیت و بازپرداخت‌های وام‌های ننگین بانک جهانی و صندوق بین المللی پول هزینه خواهد شد.

وام‌هایی که برای سرمایه‌داران هزینه شده، باعث تقویت قدرت اقتصادی نیروهای سرکوبگر نظامی از جمله سپاه و بسیج شده، منجر به افزایش فاصله طبقاتی شده، عده قلیلی را فربه و فربه‌تر نموده است و اکنون بازپرداخت آن را نیز از  جیب مردمی که فقیرترشده اند، انجام می‌دهند!!

از هم اکنون نشانه‌های اعتراضات عملی مردم به این طرح خانمان برانداز، با نپرداختن هزینه های آب و برق و گازو… آغاز شده است.

از سویی در سال ۸۹، حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شواری عالی کار برای کارگران رقم ۳۰۳ هزار تومان در ماه اعلام شده است که این رقم حدود یک سوم خط فقر اعلام شده توسط منابع رسمی حکومتی است! شورای عالی کار مرکب از نماینده ی کارفرمایان (که دنبال تعیین کمترین مقدار دستمزد هستند)، نماینده ی دولت (که حامی سرمایه داران است و خود کارفرمایی عمده محسوب می‌شود) و نماینده خانه کارگر و شورای اسلامی کار (که نهادی ضد کارگری و دست ساخته ی حکومت است) می‌باشد. در این شورا حتا اگر به جای شورای اسلامی کار نماینده ی مستقل کارگری شرکت کند در برابر دو رای از دولت و کارفرما بازنده است. در واقع در این سیستم (سه جانبه گرایی) کارگر حتا فرصتی  برای قیمت گذاشتن بر کالایی که میفروشد (یعنی نیروی کارش) ندارد!!! در حالی که دستمزد باید توسط تشکل‌های مستقل کارگری اعلام گردد.

در این شرایط مردم و کارگران به جان امده را به “کار مضاعف” نیز دعوت می‌کنند! کارگرانی که دیگر نای  کار کردن در ساعات متمادی و کارهای اضافه بر شغل خود را ندارند و با اینهمه کار و زحمت از پس خرج بخور و نمیر خانواده شان بر نمی‌آیند.

در اقدامی دیگر برای حمله به حداقل آزادی‌های مردم ، و برای ایجاد رعب و وحشت و تسلط روانی بر جامعه با طرح به اصطلاح ” امنیت اجتماعی” بر روح و روان مردم خراش میزنند! در حالی که ما باور داریم آزادی پوشش و روابط انسان ها در جامعه از جمله اصول اولیه و حداقلی زندگی انسانی است.

بهترین و کاملترین عکس العمل اساسی و همیشگی به اینگونه دست اندازی‌ها و تجاوزات به جان و مال و اندک نان موجود در سفره مردم، اعتراض های سازمان یافته از طریق تشکل‌های خود ساخته‌ی مردمی و کارگری امکان پذیر است. در میان جنبش کارگری – و در مقطع سالیان اخیر-  مدت هاست که درمیان کارگران این اقدامات برای ایجاد تشکل‌های مستقل طبقاتی آغاز شده است. از همین روست که حاکمیت سرمایه داری اسلامی ایران، فعالین کارگری و تشکل های کارگری مستقل را مورد تهاجم و سرکوب قرار داده است. کارگران زندانی بسیاری از جمله محمود صالحی (در سقز) ابراهیم مددی، منصور اصانلو (از سندیکای کارگران شرکت واحد) و دیگر همکارانشان، علی نجاتی و دیگر همکارانش (در سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه)، فعالین کارگری بسیار و فعالین کارگری در صنف معلمان و … همه و همه در این سالها مورد خشم حاکمیت کارگر ستیزِ سرمایه داری اسلامی قرار گرفته‌اند. اما این جنبش را سر باز ایستادن نیست.

از همین رو و بنا به دلایل ذکرشده در روز جهانی کارگر سال ۸۹ (شنبه، یازده اردیبهشت)،‌ مهمترین خواسته‌ها و مطالبات عمومی مردم و به وی‍ژه مطالبات کارگری ِ زیر (که خلاصه ی مطالبات و از عمده‌ترین خواسته‌های کارگری می‌باشند)، در شعارها و خواسته های ما و در همه جا مطرح خواهد شد و تلاش ما کارگران بر این خواهد بود که نه تنها در مراسم‌های این روز، بلکه پس از آن و در هر جا و هر زمان و بیش از پیش برای تحقق این خواسته‌ها، دست به مبارزات خستگی ناپذیربزنیم.

۱ – ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی (اعم از زندانیان کارگری و معلمان، دانشجویان، زنان فعالین حقوق کودک، روزنامه‌نگاران) و تمامی زندانیان عقیده و بیان و تمامی زندانیان حوادث اخیرهستیم. اعتراض و آزادی بیان جزو حقوق ابتدایی و مسلم مردم است. تمامی احکام قضایی صادره برای فعالین سیاسی- اجتماعی و کارگری لغو و تعقیب قضایی علیه آنان متوقف باید گردد.

۲ – آزادی تشکل‌های مستقل طبقاتی، آزادی انجمن ها، تحزب، اعتراض و اعتصاب و آزادی مطبوعات و آزادی بیان و اندیشه، حق مسلم انسانی ماست. ما برای کسب این حقوق و مطالبات دست از مبارزه برنخواهیم داشت.

۳ – تعیین حداقل دستمزد ۳۰۳ هزارتومان اعلام شده توسط شورای عالی کار، در حالی که خط فقر اعلام شده توسط برخی نهاد های رسمی حاکمیت ۹۰۰ هزارتومان است، نشان از عطش بی پایان نظام سرمایه داری به استثمار هرچه بیشتر کارگران و مزد بگیران و کسب سود هرچه بیشتر است. ما خواهان اعلام حداقل دستمزد توسط نمایندگان مستقل کارگری و تشکل های مستقل آنان و براساس حداقل های یک زندگی شرافتمندانه و انسانی هستیم.

۴ – ما درمقابل طرح ضد انسانی، سودمحورانه و وحشیانه‌ی حذف سوبسیدها (هدفمند کردن یارانه‌ها) که چیزی جز خوش خدمتی به منافع سرمایه داری داخلی و جهانی نیست، دست از هر گونه اعتراض و اعتصاب برنخواهیم داشت و عموم مردم را دعوت به اعتراضات گسترده علیه هر درجه از اعمال این اقدام ضد مردمی می‌نماییم.

۵ – ما ضمن تأکید بر لزوم تأمین تمامی بازنشستگان برای داشتن یک زندگی انسانی و شرافتمندانه، خواهان برچیده شدن قوانین بردگی مدرن و روش‌های آن از جمله قراردادهای سفید امضا و قراردادهای موقت هستیم.

۶ – ما خواهان برخورداری تمامی افراد جامعه از آموزش، بهداشت و خدمات عمومی رایگان هستیم.

۷ – ما جنبش های اجتماعی دیگر مانند جنبش زنان، جنبش حقوق کودک و جنبش دانشجویی را متحد خود می‌دانیم و هرگونه تعرض به آنان را تعرض به جنبش کارگری و تجاوز به کرامت انسانی ِاکثریت افراد اجتماع می دانیم.

۸ – ما ضمن حمایت از کارگران مهاجر در ایران از جمله مهاجرین افغان،‌ خود را در صف مبارزه جهانی طبقه کارگر می‌بینیم و از مطالبات و خواسته‌های تمامی کارگران جهان حمایت می‌کنیم. همچنین ما خواستار آن هستیم که روز اول ماه مه،‌ تعطیلی رسمی اعلام شود و هرگونه ممنوعیت اجرای مراسم  در این روز ملغی گردد.

زنده باد همبستگی جهانی طبقه ی کارگر

(۱may1389@gmail.com) –  شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر – سال ۸۹

زمان و مکان برنامه: شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال ۸۹  با لحاظ کردن امکانات زمانی و مکانی مختلف، ضمن دعوت از دیگر افراد و گروه‌هایی که زمان‌ها و مکان‌های احتمالی دیگری را برای مراسم این روز پیشنهاد کرده بودند، اعلام می‌کند ما کارگران، مستقل از هر گونه مطالبات و برنامه هایی که هر گروه یا گرایش فکری- سیاسی اعلام نموده است، با طرح مطالبات و شعارهای مستقل خود (از جمله مطالبات ِهشت گانه ی فوق)، برای روز شنبه یازده اردیبهشت، بدین ترتیب گرد هم خواهیم آمد و مطالبات خود را فریاد خواهیم زد: مراسم روز جهانی کارگر: تهران – ساعت ۵ عصر – خیابان آزادی، مقابل وزارت کار و سپس راهپیمایی به سمت  میدان انقلاب (عبور از مسیر خیابان‌های خوش، رودکی، نواب، اسکندری، جمالزاده – میدان انقلاب) و در شهرستان‌ها در مقابل ادارات کار یا مکان‌های منتخب خود کارگران و در ساعاتی که اعلام می‌نمایند.

//

قطعنامه مشترک روز جهانی کارگر (تشکل‌های کارگری ایران)

 

اول ماه مه روز همبستگی بین‌المللی طبقه کارگر و روز اعتراض جهانی کارگران به فقر و فلاکت و نابرابری است. در این روز میلیونها کارگر در سراسر جهان دست از کار می‌کشند، خیابان‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورند  و با اعلام خشم و انزجار از مصائب بی شماری که نظام سرمایه‌داری بر بشریت تحمیل کرده است، رهائی از ستم و استثمار و بر پائی دنیائی بهتر را فریاد می‌زنند.

طنین اعتراض به مشقات نظام سرمایه‌داری و برابری خواهی کارگران در اقصی نقاط جهان در حالی در روز اول ماه مه پهنه گیتی را در برمی‌گیرد که علاوه بر ممنوعیت برگزاری مراسم این روز در ایران، هم اکنون بسیاری از کارگران برگزارکننده مراسم اول ماه مه سال ۸۸ یا به زندان محکوم شده‌اند و یا در معرض صدور احکام سنگین قضائی قرار دارند و دهها تن از فعالین و رهبران کارگری به جرم برپائی تشکلهای کارگری و  دفاع از حقوق انسانی شان در زندانها بسر می‌برند.

تحمیل چنین ابعاد وحشتناکی از بی حقوقی اجتماعی بر کارگران ایران در شرایطی است که سیستم سرمایه‌داری ایران پس از گذشت سه دهه از انقلاب بهمن ۵۷، دستمزد کارگران را به یک چهارم مبلغ زیر خط فقر تقلیل داده  و با عدم پرداخت بموقع این دستمزدها و اخراج و بیکار سازی توده های عظیمی از کارگران و رواج قراردادهای موقت و سفید امضا شرایط به غایت جهنمی را بر میلیون‌ها خانواده کارگری تحمیل کرده است و امروزه برای تضمین بیش از پیش سودآوری سرمایه با به تعطیلی کشاندن کارخانه ها و طرح قطع یارانه ها در صدد  است تا آخرین لقمه ها برای زنده ماندن میلیونها خانواده کارگری را از سفره آنان به جیب صاحبان سرمایه سرازیر کند.

اما همانگونه که ما کارگران ایران در انقلاب بهمن ۵۷ و سال‌های اخیر نشان دادیم تاب تحمل اینهمه فلاکت و بی حقوقی را نخواهیم آورد و علیرغم زندان و سرکوب، پیشاپیش عموم مردم ایران در مقابل لگدمال شدن بدیهی ترین حقوق انسانی خود ایستادگی خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد بیش از این حق حیات و هستی ما را به تباهی بکشانند. ما تولید کنندگان اصلی تمامی ثروتها و تعمات موجود در جامعه هستیم و داشتن یک زندگی انسانی مطابق با بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز را حق مسلم خود و عموم توده های مردم ایران می‌دانیم.

در این راستا ما ضمن اعتراض به وضعیت موجود که از روز جهانی کارگر سال گذشته  به این سو کارگران و عموم توده‌های مردم ایران را بیش از پیش در معرض سرکوب و تحمیل بی حقوقی قرار داده است بر تحقق مطالبات زیر پای می‌فشاریم و خواهان تحقق فوری و بی قید شرط همه آنها هستیم:

۱ – برپایی تشکل های مستقل از دولت و کارفرما، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع و آزادی بیان حق مسلم ما است  و این خواسته ها باید بدون قید و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران و عموم مردم ایران به رسمیت شناخته شوند

۲ – ما طرح قطع یارانه ها (هدفمند کردن یارانه ها ) و حداقل دستمزد ۳۰۳ هزار تومانی را تحمیل مرگ تدریجی بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و خواهان توقف فوری طرح قطع یارانه‌ها و افزایش حداقل دستمزدها به یک میلیون تومان هستیم

۳ – دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا” و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود

۴ – اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند و آماده به کار هستند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری متناسب با یک زندگی انسانی برخوردار شوند

۵ – ما خواهان محو قراردادهای موقت و سفید امضاء، تامین امنیت شغلی کارگران و تمامی مزد بگیران، رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی کار و بر چیده شدن تمامی نهادهای دست ساز دولتی از محیط‌های کار هستیم

۶ – ما خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط ابراهیم مددی، منصور اسالو، علی نجاتی و کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و اعتراضی از زندان و توقف پیگردهای قضایی علیه آنان هستیم .

۷ – ما ضمن محکوم کردن  هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و اعتراضات مردمی،  اعتراض به هر گونه بی حقوقی و ابراز عقیده  را حق مسلم و خدشه ناپذیر کارگران و عموم مردم می دانیم

۸ – ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

۹ – ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

۱۰ – کار کودکان باید محو گردد و تمامی کودکان باید جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی والدین، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی از امکانات آموزشی، رفاهی و بهداشتی یکسان  و رایگانی برخوردار شوند

۱۱ – ما بدینوسیله پشتیبانی خود را از تمامی جنبش های اجتماعی آزادی خواهانه اعلام می داریم و دستگیری، محاکمه و به زندان افکندن فعالین این جنبش ها را قویا” محکوم می کنیم

۱۲ – ما ضمن اعلام حمایت قاطعانه از مطالبات معلمان، پرستاران و سایر اقشار زحمتکش جامعه ، خود را متحد آنها می دانیم و خواهان تحقق فوری مطالبات آنان هستیم

۱۳ – ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هر گونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیت ها را به هر بهانه ای محکوم می کنیم

۱۴ – ما ضمن قدردانی از تمامی حمایت های بین المللی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی کارگران برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید می کنیم

۱۵ –  اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد.

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران

۱مه ۲۰۱۰

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار و مکانیک

هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری

انجمن دفاع از کارگران اخراجی و بیکار سقز

شورای زنان

باز هم جنایت دیگری از رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی – تعطیل کلاس‌های درس دانشگاه ایرانشهر در پى قتل یکى از دانشجویان

دانشجویان دانشگاه ایرانشهر در پى قتل همکلاسی فعال خود به نام کیوان گودرزی دست به اعتصاب زده و کلاس‌هاى درس را تعطیل کردند. جسد این دانشجو در حالی که از ناحیه صورت به شدت آسیب دیده و از بلندى پرتاب شده بود کنار یک دکل مخابراتى در دانشگاه پیدا شد.

کیوان گودرزى، پیش از کشته شدن به قتل تهدید شده بود و از دانشجویان فعال در اعتراضات دانشجویى بود. مقامات دانشگاه براى جلوگیرى از اعتراض دانشجویان ابتدا سعى کردند هویت وى را مخفى کنند و او را کارگرى که به علت برق گرفتگى کشته شده است به دانشجویان معرفى کردند.

کیوان گودرزى شب قبل از مرگ، با یکى از اقوامش تماس گرفته و در حالی که به شدت مضطرب بود، به او گفته بود به مرگ تهدید شده است و شاید هرگز او را نبیند.

محمدى نماینده خامنه‌اى در دانشگاه ایرانشهر تلاش کرد این قتل را خودکشى قلمداد کند و از گرفتن مراسم توسط دانشجویان جلوگیرى کند ولى سه‌شنبه شب دختران دانشجوى این دانشگاه به‌رغم هشدارهاى مقامات دانشگاه براى جلوگیرى از برپایى مراسم سوگوارى در محل قتل او تجمع کردند و با روشن کردن شمع یاد او را گرامى داشتند.

از سایت دفترها http://www.daftarha.com/?p=4808

دو تن از اساتید دانشگاه علم و صنعت اخراج شدند

دو تن از اساتید دانشکده ی مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت هفته‌ی پیش با حکم کتبی از دانشگاه اخراج شدند .

یکی از این اساتید سیّد علی اصغر بهشتی شیرازی (پسر عموی علیرضا بهشتی) از اساتید باسابقه و مجرّب مخابرات دانشگاه علم و صنعت و دیگری محمّد شهری از اساتید سابق دانشکده ی برق که در پژوهشکده ی برق مشغول به فعّالیّت بود، هستند.

همچنین پرفسور تورج محمّدی رئیس دانشکده ی مهندسی شیمی نیز در اواخر سال گذشته پس از فشارهای وارده از سوی دانشگاه و در اعتراض به سیاست های دانشگاه در قبال دانشجویان از سمت خود استعفا داد.

لازم به ذکر است همه ی این اساتید از امضاء کنندگان نامه ی اعتراضی و در حمایت از دانشجویان پس از صدور احکام سنگین و بی سابقۀ انضباطی بودند. آنها به ورود لباس شخصی ها و ضرب و شتم دانشجویان در ۸ دی در دانشگاه علم و صنعت به شدّت اعتراض کردند.

فعلاً تمامی این اساتید سکوت اختیار نموده و با دانشجویان در مورد این مسائل صحبت نمی کنند. به نظر می رسد پروژۀ اخراج اساتید در دانشگاه علم و صنعت شروع شده است.

از سایت دفترها http://www.daftarha.com/