: : یادداشتهای انقلاب : :

… سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی …

بایگانی برچسب‌ها: جمهوری اسلامی

قصاب‌خانه‌ی آدم‌کشی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در یک بن‌بست گرفتار آمده است. این بن‌بست ناشی از این واقعیت است که در حالی که بحران‌های متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رژیم را احاطه کرده‌اند، هیچ راه حلی برای غلبه بر این بحران‌ها و شکستن بن‌بست ندارد. تمام راه حل‌ها، تاکتیک‌ها و سیاست‌هایی که طبقه حاکم برای نجات رژیم به کار گرفت، همه با شکست روبرو شدند. وقتی که پروژه موسوم به اصلاح‌طلبی نیز با ورشکستگی به پایان رسید، دیگر آشکار بود که جمهوری اسلامی فقط با تشدید اختناق و سرکوب و تکیه‌ی همه جانبه بر سرنیزه می‌تواند موجودیت خود را حفظ کند. اما این روش، راه حلی بر هیچ‌یک از بحران‌های موجود نبود، بلکه بالعکس عاملی در تشدید و تعمیق آن‌ها گردید. تشدید و تعمیق بحران‌ها نیز معنای دیگری جز تشدید تضادها و رشد و گسترش دامنه‌ی نارضایتی و اعتراض نداشت. آن‌چه که در سال گذشته رخ داد، تجلی آشکار همین واقعیت بود. توده‌ی مردمی که به صحنه مبارزه آمدند، با راه حل خود برای غلبه بر بحران‌ها وارد عرصه کارزار شدند، اما تناسب قوا به آن‌ها امکان نداد با برداشتن مانع جمهوری اسلامی، جامعه را از بحران‌های موجود نجات دهند. لذا، بحران‌ها عمیق‌تر و نارضایتی گسترده‌تر شد. رژیم اما راه دیگری جز تشدید هر چه بیش‌تر اختناق، سرکوب، زندان و کشتار نداشت و مادام که جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد، پایانی بر این ماجرا نخواهد بود. اختناق، سرکوب و وحشی‌گری حکومت، هر روز با ابعادی گسترده‌تر بروز خواهد کرد. اگر به وقایع همین چند روز اخیر نظری بیافکنیم، با این واقعیت وحشتناک روبرو هستیم که جمهوری اسلامی، به تمام معنا یک قصاب‌خانه‌ی آدم‌کشی در ایران دایر کرده است. کم‌تر روزی‌ست که خبر اعدام گروهی از مردم در مطبوعات رژیم منتشر نشود. در مدتی کم‌تر از دو هفته، ۲۸ نفر که اسامی آن‌ها رسماً در روزنامه‌ها اعلام شده است، اعدام شدند. در همین فاصله، دستگاه قضایی رژیم خبر از محکوم شدن ده‌ها تن دیگر به اعدام داده است. در طول این دو هفته، بیش‌ترین تعداد اعدام در بلوچستان انجام گرفته است و از مجموع ۱۵ نفری که اعدام شدند، ۱۱ نفر آن‌ها زندانیان سیاسی بودند. روز ۲۹ آذر ماه، روابط عمومی دادگستری سیستان و بلوچستان با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: “در ادامه مبارزه بی‌امان با عوامل شرارت و ناامنی و در راستای تأمین امنیت پایدار، ۱۱ نفر از وابستگان به گروهک تروریستی جندالله که در ماه‌های اخیر دستگیر شده بودند، به اتهام اِفساد فی‌الارض، محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام به اعدام محکوم شدند و حکم اعدام به مرحله اجرا درآمد. تمام معدومان از هواداران گروهک تروریستی بوده‌اند.”

این آدم‌کشی وحشیانه و جنایت‌کارانه‌ی رژیم در حالی انجام گرفت که حتا طبق اطلاعیه بی‌دادگاه اسلامی، هیچ یک از اعدام شدگان ارتباطی با بمب‌گذاری‌های انتحاری گروه اسلام‌گرای جندالله نداشتند و از مدت‌ها پیش در زندان به سر می‌بردند. در این اطلاعیه، لااقل برای ۷ نفر از اعدام شدگان حتا یک مورد اتهام هم مشخص نشده است و فقط گفته شده است، هواداری از گروه جندالله، که این هم می‌تواند واقعیت نداشته باشد و هم‌چون مردم سراسر ایران، جرم‌شان صرفاً مخالفت با رژیم و سیاست‌های ارتجاعی آن باشد. این نشان می‌دهد که هدف جمهوری اسلامی از این کشتار فجیع، ایجاد جو رعب و وحشت، به منظور آرام کردن اوضاع و مهار اعتراضات مردم است که نارضایتی شدید آن‌ها برخاسته از وضعیت به غایت وخیم مادی و معیشتی، تبعیض و ستم‌گری‌های متعدد دولتی‌ست. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

سرشت واحد جندالله و جمهوری اسلامی


ادامه‌ی حیات حکومت اسلامی در ایران، هر روز فجایع جدیدی به بار می‌آورد. یکی از تبهکاری‌های دولت دینی، برافروختن آتش کینه و دشمنی میان فرقه‌های مختلف مذهبی و بهره‌گیری از آن در خدمت اهداف سیاسی جنایتکارانه‌ی این دولت است. پیدایش جندالله بلوچ، محصول سیاست‌های ستم‌گرانه جمهوری اسلامی در بلوچستان است. جمهوری اسلامی فقر و فلاکت را در بلوچستان به اوج خود رساند. فشارها و تضییقات مذهبی را چاشنی ستم‌گری ملی نمود. سرکوب و کشتار این مردم را به بهانه‌های مختلف وسعت داد. هر گرایش مترقی را که از حقوق و مطالبات این مردم ستم‌دیده دفاع می‌کرد، بی‌رحمانه سرکوب کرد و تمام زمینه‌ها را هموار نمود تا نارضایتی همه جانبه مردم بلوچ را به کانال انحرافی جنگ و نزاع فرقه‌ای شیعه و سنی سوق دهد، تا این گونه وانمود کند، مسئله‌ای در بلوچستان نیست، آن‌چه که هست نزاع شیعه است با سران و گروه‌های سنی مذهبی که از آمریکا، انگلیس، اسرائیل و عربستان دستور می‌گیرند. بنابراین نفع سیاسی جمهوری اسلامی و سیاست آن در این بود که رونوشت حزب‌الله شیعه که نمادِ وحشی‌گری‌ی شیعی‌ی حکومت اسلامی ایران است، در بلوچستان به نام جندالله پدید آید.

روز چهارشنبه این هفته، گروه جندالله بلوچ که همانند جمهوری اسلامی نفع و موجودیت‌اش در یک جنگ و نزاع مذهبی‌ست، در دو عملیات انتحاری در مراسم دین‌باوران شیعه در روز تاسوعا در چابهار، حدود ۴۰ تن را به قتل رساند و متجاوز از ۸۰ تن را مجروح و معلول کرد.

مقامات جمهوری اسلامی که پس از اعدام جنایتکارانه رهبر این گروه، دروغ‌های بسیاری به هم بافتند و ادعا کردند که با اعدام وی، ماجرای جندالله به پایان رسید، اکنون حتا در چگونگی انعکاس خبر درمانده بودند. بنابراین از همان آغاز به پخش اخبار متناقض و دروغ‌پردازی‌های همیشگی‌شان مبادرت نمودند.

اندکی پس از وقوع انفجارها، فرماندار و رئیس شورای تأمین چابهار در گفتگو با ایرنا اعلام کرد: تروریست‌ها ۲ نفر بودند و پیش از اقدام توسط مأموران شناسایی شدند، اما یکی از آن‌ها جلیقه‌های انفجاری خود را منفجر کرد. هر گونه خبری جز این از جمله این که انفجار دو مورد بوده یا تروریست‌ها ۳ نفر بوده‌اند صحیح نیست و مورد تأیید نمی‌باشد. معاون امنیتی وزارت کشور اما در گفتگو با ایرنا گفت: دو انفجار صبح امروز در ساعت ده و نیم به وقوع پیوست. محلی یکی از انفجارها در میدان فرمانداری چابهار بوده و انفجار دیگر در میان دسته‌های عزادار شیعیان رخ داده است. وی افزود: دو انفجار نزدیک به هم رخ داد و یکی از آن‌ها آسیب‌ کم‌تری نسبت به انفجار دیگر بر جای گذاشت. خبرگزاری مهر به نقل از اداره اطلاعات این شهر اعلام کرد: در علمیات انتحاری سه نفر دست داشتند که نفر اول کشته شد. نفر دوم که بمبِ همراهش عمل نکرد توسط نیروی انتظامی هدف قرار گرفت و زخمی است و نفر سوم دستگیر شد. معاون استانداری اما هر گونه دستگیری را تکذیب کرد و گفت: تاکنون هیچ فردی دستگیر نشده است. در یک خبر دیگر اداره کل اطلاعات سیستان و بلوچستان اعلام کرد که یکی دیگر از عوامل این اقدام تروریستی به هنگام خروج از مرز دستگیر شد و مأموران ویژه وزارت اطلاعات در صدد دستگیری سایر عوامل مرتبط هستند. ادامهٔ این نوشته را بخوانید